پريشان و نامربوط به خود اختصاص مىدادند ، از اين رو خداوند به مسلمانان فرمود كه پيش از نجوا كردن صدقه بپردازند .
امّا اصلا چرا اين صدقه مقرر شد ؟ شايد به دليل حكمتهاى آينده در زير :
1 - از آنجا كه وقت پيامبر از آن همهء امّت است و كسى كه به تنهايى از آن بهره برد بايد مالياتى به نفع جامعه بپردازد ، زيرا ترديدى نيست كه پيامبر خود صدقه را به مصرف نمىرساند و صدقه بر او حرام است ، بلكه آن را براى رفع محروميّت محرومان و اصلاح امور مسلمانان به كار مىبرد .
/ 173 2 - از آنجا كه نجوا كنندگان با پيامبر بيشتر از طبقهء توانگران بودند ، براى آنكه نيازمندان احساس غبن نكنند ، خداوند پرداخت صدقه را بر توانگران به مصلحت نيازمندان مقرر و واجب ساخت .
3 - ضرورت پرداخت صدقه اشارهاى بود به كسانى كه با نجوا كردن در امورى كه سودى نداشت ، يا براى فخر فروشى مزاحم پيامبر مىشدند و به ايشان مىفهماند كه اين كار نزد خدا و پيامبر او ( ص ) پسنديده و طبيعى نيست . و در عمل نيز اين حقيقت را به بسيارى اشخاص مىفهماند ، و قرآن توانست اين پديده را در موارد منفى آن چاره كند .
4 - از آنجا كه بعضى اشخاص نجوا كردن با پيامبر را در برابر مسلمانان وسيلهء فخر فروشى بر آنان قرار مىدادند و به آنها وانمود مىكردند كه داراى شخصيتى مهمّ و مقرّب هستند ، و اين امرى بود منفى ، حكم صدقه به عنوان علاج و براى پالودن و پاك كردن نفوس از اين خويهاى بد نازل شد .
«
ذلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ أَطْهَرُ
- اين براى شما بهتر و پاكيزهتر است . » خداوند كه حكيم است ( و همه كارش حكمتى دارد ) از طبقهء نيازمند كه توانايى پرداخت صدقه نداشتند غافل نماند . از اين رو آنان را معذور داشت و به آنان اجازه داد با پيامبر نجوا كنند ، و ايشان را مخاطب ساخت و گفت :
«
فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
- و اگر ( براى صدقه ) چيزى نيافتيد ، همانا خدا آمرزنده و مهربان است . »