بسيار نجوا مىكردند ، و آنان كه اينك ( پس از نزول آيه ) به سبب بخل از نجوا خوددارى كردند ، و اگر سخنانى كه محرمانه با پيامبر ( ص ) در ميان مىگذاشتند اهميّتى مىداشت خوددارى از نجوا را ترجيح نمىدادند و با دولتمندى خود از تقديم صدقهها ترسيدند ، خداوند به رحمت و منّت خود حكم اين ماليّات را كه دلالت بر چارهگرى بر پديده نجواى منفى داشت نسخ كرد . و قرآن سرزنش خود را متوجّه كسانى كرد كه از ترس پرداخت صدقه از نجوا كردن خوددارى ورزيدند يا نجوا كردند و صدقهاى چنان كه خدا به آنان امر كرده بود ، ندادند ، يا به سبب فقر و كمى مال توانايى بر آن نداشتند :
«
أَ أَشْفَقْتُمْ
- آيا ترسيديد ، ( و پروا كرديد ) ؟ » گفتهاند : اشفاق ، بيم از مكروه است ، پس معناى آن چنين مىشود : آيا بر شما دشوار آمد كه پيش از نجوا كردن با پيامبر ( ص ) صدقه بپردازيد ؟
«
أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ
- كه پيش از نجوا كردنتان صدقهها بدهيد ، » / 175 و نگفت صدقه ( به لفظ مفرد ) و اين دلالت بر وجود دستهاى از مسلمانان دارد كه با پيامبر بسيار نجوا مىكردند كه مستلزم پرداخت صدقههاى بسيار مىبود ، و از آنجا كه خداى تعالى با اصل نجوا كردن مخالف نبود و از ضرورت و حقّانيت آن از جانب مخلصان و پاكدلان ، و در پارهاى موارد آن آگاه بود ، به كسانى كه مالى براى صدقه نمىيافتند رحم كرد و توبهء كسانى را كه از پرداخت آن بيم داشتند نيز پذيرفت .
«
فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ
- حال كه چنان نكرده ( و صدقه ندادهايد ) و خدا نيز توبهء شما را پذيرفته است ، » كه دلالت بر تقصير كسانى دارد كه مورد نظر آيه كريم بودهاند . از مصداقهاى رحمت و مهربانى در آنجا (
فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
) و توبه در اينجا ( تاب اللَّه عليكم ) نسخ فريضهء صدقه به هنگام نجواست ، و به دنبال آن بازگرداندن و ارجاع مسلمانان به انجام تكاليف واجب نخستين آنان كه مهمترين آن واجبات نماز است ،