برمىخاستند و به شتاب براى برادران خود جاى باز مىكردند . « 38 » در كتاب الاحتجاج طبرسى دربارهء حسن عسكرى ( عليه السلام ) روايت شده است كه : به ابى الحسن علىّ بن محمد عسكرى ( عليه السلام ) خبر رسيد كه يكى از فقهاى پيرو او با يكى از ناصبيان ( دشمنان على ، ع ) سخن گفته و با برهان خود او را شكست داده و رسواييش را آشكار ساخته است . آن گاه آن فقيه به خدمت على بن محمد ( عليه السلام ) آمد در حالى كه در بالاى مجلس بالشى بزرگ نهاده بودند و حضرتش بيرون از آن بالش بر زمين نشسته بود و جمعى از علويان و بنى هاشم در خدمتش بودند ، حضرت آن فقيه را هم چنان بالا و بالاتر آورد تا او را بر آن بالش نشانيد و روى به دو كرد . اين كار بر آن جماعت اشراف ( و سادات ) گران آمد . علويان عتاب كردن را به وقتى ديگر گذاشتند ، امّا هاشميان ، شيخ و بزرگ آنان گفت : اى پسر رسول خدا ! اين چنين فردى عام را بر سادات بنى هاشم اعمّ از طالبيان و عبّاسيان ترجيح مىدهى ؟ حضرتش ( عليه السلام ) گفت : « شما را بر حذر مىدارم از اين كه از كسانى باشيد كه خداى تعالى گفت : «
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ يُدْعَوْنَ إِلى كِتابِ اللَّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ مُعْرِضُونَ
« 39 » - آيا آنان را نديدى كه از كتاب بهرهاى يافته بودند ، چون دعوت شدند تا كتاب خدا دربارهء آنها حكم كند گروهى از ايشان بازگشتند و روى برتافتند » آيا رضايت مىدهيد كه كتاب خداى عزّ و جلّ داور باشد ؟ گفتند :
آرى ، گفت : آيا خدا نمىگويد : «
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ . . .
- اى كسانى كه ايمان آوردهايد ! چون شما را گويند در مجالس جاى باز كنيد ، جاى گشاييد تا خدا در كار شما گشايش دهد . . . تا آنجا كه گويد : «
وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ
- و كسانى را كه دانش يافتهاند به درجاتى برافرازد » پس به مقامى براى عالم مؤمن راضى
هامش
( 38 ) - فى ظلال ، ج 1 ، ص 19 .
( 39 ) - آل عمران / 23 .