ظهار چگونه است ؟ گفت : « مرد به زن خود در حالى كه وى پاكيزه است و همآغوشى نكرده گويد : تو بر من حرامى مانند پشت مادرم ، و از اين عبارت اراده و قصد ظهار مىكند » ، « 9 » و از زراره از آن حضرت ( عليه السلام ) نقل شده كه گفت :
« طلاق بدون ارادهء طلاق و ظهار بدون ارادهء ظهار واقع نمىشود » . « 10 » / 144 اين سختگيرى از طرف اسلام در لزوم و وجوب اين شرطها ، ظهار شرعى را نادر مىسازد ، و اگر اين كيفيّت بر چيزى دلالت داشته باشد همانا شدّت علاقهء اسلام را نسبت به سلامت خانواده تأكيد مىكند كه براى الفت دادن و گردهم آوردن افراد آن و پيوند دادن آنان به يكديگر مىكوشد تا خانواده بتواند نقش تمدن آفرين خود را در سازندگى و پيشرفت ايفا كند . هم چنان كه اسلام راه حلى قانونمندانه و عملى و شفا بخش براى مشكل ظهار وضع مىكند ، پس از يك سو قانونمندى جاهليّت ( حرمت و تعليق ابدى ) را بدان نمىدهد و آن را واقع نمىشمارد مگر آن كه شروط شرعى پيش گفته تكميل شود ، و ظهار كننده مىتواند در قرار خود تجديد نظر كند و اگر بخواهد با زن خود رجوع كند . سپس عقوبتها و پيامدهايى هشيار دهنده وضع مىكند كه توجّه بدانها كافى است تا انسان مؤمن به ورطهء ظهار نيفتد ، و اگر بدان ورطه افتاد ديگر بار بدان دچار نمىشود و كار او هشدار و اندرزى براى ديگران خواهد بود .
«
وَ الَّذِينَ يُظاهِرُونَ مِنْ نِسائِهِمْ
- آنهايى كه زنانشان را ظهار مىكنند ، » ظهارى مشروع ، كه اين ظهار تمام پيوندها را و آن هم براى هميشه قطع نمىكند ، بلكه از لحاظ عملى در رابطه جنسى مستقيم اثر مىگذارد ، و به تعبير روايات ، مانع همآغوشى ( تماسّ ) مىشود تا كفّاره ادا گردد و پيامد و عقوبت شرعى چشيده شود ، حتى بيشتر فقها انواع ديگر تمتّع را كه در سطحى پايينتر از همآغوشى
هامش
( 9 ) - همان مرجع .
( 10 ) - همان مرجع ، ص 510 - در اين مورد شروطى مفصل در كتابهاى فقه استدلالى آمده است ، بدانها رجوع كنيد .