بدين معنى كه مرد از جهت خود مجاز بود كه مزاوجت كند و هيچ مانعى او را از اين كار بازنمىداشت ، بر زن ظهار شده واجب بود كه هم چنان بماند و همسر مردى ديگر نشود و در دوزخى زندگى را بسر آرد .
از اين آيه مىتوان دريافت كه ظهار دو مفسده دارد : يكى از آن دو همان است كه قرآن از آن به عنوان « منكر » و كار ناشايست نام برده و ديگرى را « زور » يعنى باطل و دروغ خوانده است كه از لحاظ عملى گناهى است كه خانواده را نابود مىكند ، و ستم بر خود و زن و فرزندان اوست ، و از لحاظ معنوى افترا بر خدا و باطل شمرده مىشود زيرا قانونگذارى و وضع قاعدهاى بدون حجّت و دليلى از جانب خداست .
[ 3 ] و اكنون : ببينيم ظهار چيست ، و راه حلّ كدام است ؟
ظهار آن است كه شوهر به زنش مىگويد تو بر من مانند پشت مادرم هستى ، و با اين عبارت قصد ظهار مىكند . و اين ظهار واقع نمىشود مگر با فراهم آمدن شروطى كه مهمترين آنها از جانب مظاهر ( مرد ظهار كننده ) اين است كه بالغ عاقل مختار قاصد باشد ، پس از ديوانه و كودك ، و مست ، و آن كه به شوخى چنين گويد ، و آن كه در حال خشم باشد ظهار واقع نمىشود . و اما شروط از نظر زوجهء مظاهر ( زن ظهار شونده ) پاك بودن او از حيض و نفاس است ، و نيز بايد در زمان اين پاكيزگى با شوهر همآغوشى نكرده باشد ( در طهر غير مواقعه باشد ) و نيز ظهار بايد با حضور دو شاهد عادل باشد كه صيغه و عبارت ظهار را بشنوند . « 7 » در حديث منقول از حمران ، از امام باقر ( عليه السلام ) چنين آمده است كه گفت : « ظهار بر اثر سوگند ، و براى زيان رساندن ( اضرار ) ، و در حال خشم واقع نمىشود ، و جز در زمان پاكيزگى زن بدون همآغوشى و نيز گواهى دو گواه مسلمان صورت نمىگيرد » ، « 8 » و از زراره از آن حضرت ( عليه السلام ) روايت شده كه در حديثى از حضرتش پرسيد :
هامش
( 7 ) - رجوع كنيد به شرايع الاسلام ، كتاب الظّهار .
( 8 ) - وسائل ، ج 15 ، ص 509 .