ترشرويى مىكند يا به كسانى كه براى من مستضعف و خود ناتواناند ، در حالى كه تو پروردگار و دارندهء منى ، غربت و تنهايى خود را به تو شكوه آرم ، و دورى از خانهء خود را با تو در ميان گذارم ، و سستى خود را در برابر آن كس كه كارم را به اختيار او گذاشتى به تو شكايت دارم » « 4 » «
إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ
- همانا خدا شنواست ، » به ظاهر كلام و سخن آشكار احاطه دارد .
«
بَصِيرٌ
- بيناست ، » علم او به آنچه در درون سينهها پوشيده است نفوذ مىكند و راه مىيابد ( و از نهانخانهء دلها آگاه است ) ، اين آيه تصويرى از مقام و مرتبهء زن را در اسلام منعكس مىكند ، و نشان مىدهد كه زن در رابطهء خود با رهبرى مكتبى همسان و در يك حدّ است ، دربارهء حقوق خود با او مجادله مىكند ، و از مشكلات خود نزد او شكايت مىكند ، / 141 و در قضايا و موضوعهاى مختلف با او به گفتگو مىپردازد ، سخن رهبرى را مىشنود و خود اظهار رأى و نظر مىكند ، از ديدگاه اين زن رهبر مكلّف است و صاحب حقوقى است و تكاليف و واجباتى شخصى نيز دارد ، همچنين به نظر اين زن ، رهبر جزئى از امّت است ، كار اسلام و مسلمانان براى او اهميّت دارد و پيشرفت و عقبماندگى و پيروزى و شكست در او انعكاس مىيابد . و اين پيامبر رهبر به اين عنوان كه خوله زنى است مانع آن نمىشود كه وى به مسئلهء ظهار بپردازد و آن را عنوان كند ، بلكه با وجود اصرار و پافشارى آن زن ، وى را با سعهء صدر و چهرهاى گشاده مىپذيرد ، در حالى كه وى مىخواهد در برابر مشكلى كه براى هر مرد و زن مسلمان مهم است و با نظام اجتماعى خانواده پيوستگى دارد ، بايستد . اين زن بدين خصلت خو گرفته است ، هم چنان كه ديگر زنان و مردان عهد اوّل خو گرفتهاند كه آزادى خود را در رويارويى با آنچه خطا مىبينند به كار برند و تجربه كنند . روايت شده كه عمر بن
هامش
( 4 ) - المنتخب الحسينى ، ص 916 .