و ديگران هلاك گشتند ، فرقهاى كه بر دين عيسى با شاهان جنگيدند و شاهان آنان را كشتند ، و فرقهاى كه نه تاب برابرى و رويارويى با شاهان داشتند و نه مىتوانستند در ميان آنان بايستند و آنها را به دين خداى تعالى و دين عيسى فراخوانند از اين رو روانهء بلاد ديگر شدند و به رهبانيّت پرداختند ، و هم آناناند كه خداوند گويد : «
وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ
- و رهبانيّتى كه بدعت نهادهاند ، ما بر آنها مقرّر نكردهايم . » سپس پيامبر ( ص ) گفت : « آنان كه به من ايمان آورند و مرا تصديق و از من پيروى كنند ، براستى چنان كه سزاست حق آن را گزارده و رعايت كردهاند ، و آنان كه به من ايمان نياورند همان هلاك شدگانند » . « 172 » اين روايت در واقع موافقت و هماهنگى با چيزهايى دارد كه ما به وسيلهء مقياسهاى شرع مىشناسيم و روايتى را كه تمام مذاهب اسلامى از پيامبر ( ص ) نقل كردهاند تفسير مىكند كه حضرتش گفت اين امّت به هفتاد و سه فرقه تقسيم و پراكنده خواهد شد كه تمام هلاك مىشوند جز يكى كه همان گروهى است كه با طاغيان و گردنكشان مىجنگد . امّا آنان كه ميدان را خالى مىگذارند و كناره مىگيرند و تنها به نبرد ميان حق و باطل به تفرّج مىنگرند ، يا كسانى كه از شاهان و جريان كلّى اجتماع ، به درست يا نادرست پيروى مىكنند از نجات يافتگان نيستند .
از اينجا بر ما آشكار مىشود كه حديثى كه اشاره مىكند كه فرقهء ناجيهء و رستگار از امّت محمد ( ص ) همان فرقهاى است كه از جماعت و اكثريّت پيروى مىكند و با جابران و گردنكشان مخالفت نمىورزد ، حديثى است مجهول و ساخته و پرداختهء حكمرانان ستمگر و مدّعيان دين كه آنان را تأييد مىكنند .
با آن كه فرقهها و مذهبهايى كه مردم به آنها گرايش مىيابند بسيار است قرآن آن همه را در دو خط تقسيمبندى مىكند : خطّ حق و خطّ باطل .
«
فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ
- ما از آن ميان به آنان كه ايمان آوردند
هامش
( 172 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 251 - 252 ، الجامع لأحكام القرآن ، قرطبى ، ج 17 ، ص 265 .