تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
حطام و خس و خاشاك دنيا . ب : احتياط در دين و كوشندگى در عبادت و اداى حقوق مردم و بر پا داشتن احكام خدا به طريق درست آنها براى تحقق بخشيدن به هدفهاى دين و مقاصد شريعت از خلال آنها ، و خشنودى خدا را غايت خود قرار دادن بدون دچار شدن به تعصّبات و خودخواهيها . ج : كناره‌گيرى از مردم به منظور آماده شدن براى تغيير آنان ، و تقيّه و هجرت براى جهاد ، بدون آن كه كناره‌گيرى به خودى خود هدف و مقصود قرار گيرد و دستاويزى براى ترك امر به معروف و نهى از منكر و بر پا داشتن حدود خداوند واقع شود . «
فَما رَعَوْها حَقَّ رِعايَتِها
- ولى حق آن را بسزا نگزاردند ، » و كار آنان به جايى كشيد كه مدّعيان دانش و دين به اين نام به بهره‌كشى از مردم پرداختند و آنان را از راه خدا بازداشتند ، خداى تعالى گويد : «
إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوالَ / 115 النَّاسِ بِالْباطِلِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
« 169 » - بسيار از حبرها ( علماى يهود ) و راهبان اموال مردم را به ناشايست مىخورند و ديگران را از راه خدا بازمىدارند . » در مسند احمد بن حنبل آمده است : در يكى از لشگر كشىهاى پيامبر خدا ( ص ) همراه او بيرون رفتيم . همين راوى گويد : مردى بر غارى گذشت كه در آن مقدارى آب بود ، با خود انديشيد كه در آن غار اقامت گزيند و از آبى كه در آنجاست بنوشد و از سبزيهايى كه اطراف آن است تغذيه كند و از دنيا كناره گيرد . آن گاه گفت : چون به حضور پيامبر ( ص ) برسم اين مطلب را براى او باز گويم ، اگر به من اجازه فرمود چنان كنم و گر نه اين كار را نخواهم كرد . پس نزد پيامبر آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! من بر غارى گذشتم كه در آن آب و سبزيهايى بود كه غذاى مرا تأمين مىكند ، با خود انديشيدم كه در آن غار اقامت گزينم و دنيا را ترك گويم .
هامش
( 169 ) - التوبة / 34 .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 133 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي