/ 118 براستى اين بزرگوارى و كرامت است كه آفريدگار گروهى از آفريدگان خود را به گفتارى از كتاب خود اختصاص دهد و به ايشان خطاب كند ، و نيز براستى اين تيرهبختى و شقاوت است كه مؤمنان اين سخن را بيهوده گيرند ، و دلهايشان نرم و سر سپرده نشود ، و اندامهايشان در اين راه نكوشد ! از اينجاست كه مؤمنان راستين چون اين ندا را بشنوند ، شتابان گويند : لبّيك ، بارالها لبّيك .
چرا قرآن گاه فقط مؤمنان را ندا مىدهد و گاه مردم ( النّاس ) را مخاطب قرار مىدهد ، در حالى كه مىدانيم آيات قرآن شامل هر كسى مىشود كه كتاب پروردگار خود را تلاوت مىكند ؟
شايد بدين دليل كه ايمان در موضوع ( آيهء مربوط ) شرط اساسى است .
نمىبينى كه قرآن در غير اين موارد خطاب را به مردم ( النّاس ) تعميم مىدهد ؟ مانند قضاياى علمى كه ايمان در اجراى آنها شرط نيست ، همچون نفوذ كردن در اقطار آسمانها و زمين كه گويد : «
يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطانٍ
« 173 » - اى گروه جنيان و آدميان ، اگر مىتوانيد از كنارههاى آسمانها و زمين بيرون رويد ، عبور كنيد و بگذريد . ولى بيرون رفتن نتوانيد مگر با داشتن نيرو و قدرتى » ، و گويد : «
يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ
« 174 » - اى مردم ، اگر از روز رستاخيز در ترديد هستيد ، ( بدانيد كه ) به راستى ما شما را از خاك آفريديم » ، يا در مواردى كه موضوع مربوط به حكمى است كه شامل تمام مردم مىشود ، مانند روابط ميان جماعتها در بيان خداى سبحان : «
يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا
« 175 » - اى مردم ! ما شما را از نرينه و مادينهاى آفريديم . و شما را جماعتها و قبيلهها كرديم تا يكديگر را بشناسيد . » امّا در اينجا عمل كردن به مضمون آيه نياز به ايمان دارد ، پس انسان
هامش
( 173 ) - الرحمن / 33 .
( 174 ) - الحج / 5 .
( 175 ) - الحجرات / 13 .