پيروى از آن و دنباله روى از هدايتها و نشانههايش واجب است . امّا راهها و برنامههايى كه بر نادانى و زيادهروى و پيروى از خواهشها استوار است وسيلهاى مناسب براى رستگارى نيست ، زيرا چنين راههايى اگر بفرض انسان را از ظلماتى بيرون آورند براى آن است كه به ظلماتى ديگر نظير آن افكنند ، يا اگر از گونهاى بندگى نجاتشان دهند به گونهاى بندگى همانند آن يا بدتر از آن دچار مىكنند .
سوم : هدفهاى و الا كه قرآن آنها را در عدل ( قيام مردم به قسط و استقرار عدالت ) خلاصه كرده است ، / 98 اما نه به مفهوم محدود آن كه برداشتن فاصلهء طبقاتى اجتماعى است بلكه به مفهوم پيوستگى و التزام به حق و انصاف از جانب انسان در تمام ابعاد زندگى و روابط او ، در پيوند او با پروردگارش و با رهبريش ، و در وابستگى او به خويشتن و اجتماع خود ، و در رابطهء او با آفريدگان پيرامونش .
پايبندى و قيام او به قسط و عدالت از خلال ميزان ( فطرت و خرد و كتاب و رهبرى . . . ) سنجيده و شناخته مىشود .
جنبش راستين آن است كه با سخن راستين يا با نيرو و جنگ افزار در اين راستا بكوشد ، و همان است كه بر مردم واجب است آن را پايه گذارند و بدان كمك كنند و به صفوفش بپيوندند ، زيرا براى حق و براى نيكبختى آنان جهاد مىكند و مىكوشد و خود محك يارى دادن آنان به خدا و راه انبيا و پيامبران خداست .
و اين آيه به همين نشانهها اشاره مىكند ، آنجا كه گويد :
«
لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا
- ما پيامبران خود را فرستاديم ، » تا دليل و راهنما به سوى خدا باشند و مردم را به خداى تعالى آشنا كنند .
پس رسولان را مسئوليتى است معيّن كه همان تبليغ رسالت آفريدگار به آفريدگان ، و راهنمايى ايشان به شناخت او ، و ايمان به او ، و كردار به رسالت اوست .
پيامبر ( ص ) گفت : « خداوند پيامبران را نزدشان فرستاد تا حجّت رساى او بر آفريدگانش باشند ، و فرستادگان او به نزد آنان بر ايشان گواه باشند ، و در ميان آنان انبيايى بشارت دهنده و بيم دهنده برانگيخت تا كسانى كه در برابر دليل نابود مىشوند هلاك گردند و آنان كه از دليل زنده مىشوند زندگى يابند ، و بندگان آنچه