2 - براى حفظ حالت طبقاتى كه امكان استبداد و بهرهكشى و فخر و تكبّر را براى آنان فراهم آورد ، امّا اگر فاصلهء طبقاتى بين دو طبقهء توانگران و فقيران از بين برود و پر شود آن گاه مالداران به چه كس تكبّر كنند و به كدام كس فخر فروشند و از كه بهره گيرند و بر كه خودسرانه فرمان رانند ؟ سرمايهدارى موجود كنونى يكى از بخشهاى فلسفهها و انديشههاى پوسيدهء كهنهء يونانى است كه مردم را به طبقههايى ثابت تقسيم مىكند و اينك نيز همان تقسيمبندى جامعه به « كاست :
طبقات » در فلسفههاى برهمايى در هند وجود دارد .
3 - منافقان بازداشتن مردم را از انفاق و فراخواندن آنان را به بخل وسيلهاى براى منحرف كردن آنان از راه خدا و جنگ با رسول و رسالت او مىدانند كه جهانيان را به عدالت و ايستادگى در برابر وضع طبقاتى ناهنجار و بهرهكشى از مردم و . و . . . فرا مىخوانند و اين همه با منافع و مصالح آنان مخالفت دارد . خداى تعالى گويد : «
هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَفْقَهُونَ
« 134 » - اينان همانهايند كه مىگويند : به آنها كه گرد پيامبر خدايند چيزى مدهيد و انفاقى نكنيد تا از گرد او پراكنده شوند . و حال آن كه خزاين آسمانها و زمين از آن خداست ولى منافقان نمىفهمند ، » و اين آيه به هدف و غرضى ديگر از امر كردن منافقان به بخل ورزى اشاره مىكند ، و شايد آيهء سورهء حديد اشارهاى باشد به نقش منافقان در مبارزه با رسالت و دعوت به روى گرداندن از پيامبر و حق .
در اخبار رواياتى بسيار در نكوهش بخل و بخيلان آمده كه اينك برخى را مىآوريم :
پيامبر ( صلّى اللَّه عليه و آله ) گفت : « بخيل از خدا دور است ، از مردم دور است و به آتش نزديك است » « 135 » و امام على ( عليه السلام ) گفت : « بخل جامع
هامش
( 134 ) - المنافقون / 7 .
( 135 ) - بحار الانوار ، ج 73 ، ص 308 .