بندگى بدون قيد و شرط
« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ »
عرض كردم كه علت غايى تمام كائنات تكامل است و تمام موجودات عالم از خود ، كمال دارد . در اينجا سؤال اساسى متوجه انسان مىشود كه آيا كمال انسان در چيست ؟ انسان تنها به بدن فيزيكى خلاصه نمىشود كه فقط بخورد و بخوابد و توليد مثل كند ، در حالىكه بدن فيزيكى يك جزء انسان است و جزء مهمترى آن روح است ؛ براى اينكه ادراك ، علم ، شعور ، عواطف ، ايثار ، فداكارى ، علاقه به علم و كمال ، همه مربوط بهروح انسان مىباشد ، علاوه بر آن ، بدن فيزيكى انسان مادى است و هيچ شعورى از خود ندارد ، تمام كمالات انسانى مربوط به روح مىشود ، ارزش روح به حدى است كه خداوند متعال جل جلاله نسبت به آن يكنوع مباهات مىكند و مىفرمايد :
« ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ »
« 1 » هدف خلقت و تكامل جن و انس اين است كه مرا عبادت و پرستش كند . " عبد " يعنى بنده ، كسىكه بنده است سرتا پاى بايد مطيع و فرمانبردار مولاى خود باشد و هرچيزى را كه مولاى او بگويد ، بدون چون و چرا بايد بپذيرد ، برده دارى در سابق رواج داشت ، در جنگها وقتىكه انسانها بر طرف مقابل خود غالب مىشدند ، كسانى را به بردگى خود مىگرفتند و يا كسى را براى بردگى خود مىخريدند . در جنگها معمول بوده است كه اسيران را به بردگى مىگرفتند ، كسىكه برده مىشد اختيار از دستش خارج
هامش
( 1 ) - مومنون / آيه 14