مىگرديد . همچنين كسانى را كه بهعنوان برده مىخريدند ، اختيار از آنان سلب مىشد و هيچ اختيارى از خود نداشتند .
در مسئله عبوديت نيز چنين است ؛ كسىكه بنده خداست ، از خود هيچ اختيارى ندارد و آنچه از جانب پروردگارش به او دستور داده مىشود بدون كم و كاست بايد انجام دهد و در تمام عمر خود بايد تسليم خدا باشد . علت غايى خلقت انسان در روى زمين بنا به فرمودهى قرآن مجيد عبادت است ،
« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ »
" لام ، لايعبدون " از براى علت غايى است و علت غايى خلقت نيز همين است كه انسان خدا را پرستش كند . ممكن است اين سؤال در ذهن بعضىها مطرح شود كه انسان به حدّى مهم است كه حتى خداوند جل جلاله نيز محتاج به عبادت اوست ، جواب اين است كه انسان در برابر عظمت خالق هيچ ارزشى ندارد ، انسانها با تمام كره زمين و با تمام موجودات ريز و درشت زمين ، نسبت به كهكشان بزرگ بى ارزش است ؟ همين كهكشان بزرگ كه زمين ما نيز جزء آن است ، با تمام كرات و ستارههاى كه در آن قرار دارد ، نسبت به يكصد و بيست و پنج ميليارد كهكشان ديگر ، دانه در مقابل خروار هم نمىباشد ؟ با توجه به اين موضوع ، چگونه ما فكر كنيم كه خداوند جل جلاله به عبادت انسانها محتاج است ؟ اين فكر كاملا اشتباه مىباشد ، خداوند جل جلاله غنى بالذات است و به عبادت كسى محتاج نيست ؛ بلكه ما انسانها هستيم كه هميشه به خداى خود محتاجيم .