آنحضرت صلى الله عليه وآله و سلم امّى و درس نخوانده بود ، خواندن و نوشتن را بلد نبود ، يك نفر بىسوادى درس نخوانده كه نه مكتب رفته بود و نه استادى براى او وجود داشت .
نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت * به غمزه مسئله آموز صد مدرّس شد
آنحضرت صلى الله عليه وآله و سلم در محيطى زندگى مىكرد كه بزرگان و متنفذين آنجا هميشه از اوصاف بتها سخن مىگفتند و در مورد آنها شعر مىخواندند ، در يك محيط خرافى و مدار بسته ، محيط شرك ، جهل و الحاد ، يك نفر آمده مىگويد : تمام موجودات براى تكامل آفريده شده و هركدام بهسوى كمال خود در حركت است . مگر ممكن است كه يك فرد بىسواد بيايد چنين موضوع پيچيده را با چنين الفاظ عالى براى مردم بيان كند ؟ امكان نداشت كه آنحضرت صلى الله عليه وآله و سلم بدون وحى ، چنين مطالب و الفاظ را از ذهن خود درست و آن را براى ديگران بيان نمايد . همين مطلب به تنهايى دليلى بزرگى بر حقانيت قرآن است و هر عاقلى را متوجه مىسازد كه قرآن كلام خدا است و بر پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله و سلم وحى شده است . بشر بايد قبول كند كه تمام موجودات هدفمند هستند و همه بهسوى كمال خود در حركتاند ، هيچ موجودى از اين أمر استثنا نشده و همه بايد بهطرف كمال خود بروند . خداوند جل جلاله حكيم است ، خالق است و مدبر . همه چيز به علم نافذه او علت غايى دارد ، چه در تكوين ، چه در تشريع ، هر كارى را كه انجام مىدهد و هر حكمى را كه صادر مىكند داراى مصلحت است و