تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
ابوالبشر عليه السلام وقتى خلق شد و به دنيا آمد ، كسى از او پذيرايى نكرد ؛ زيرا دنياى مادى براى هيچ كس مهمان خانه نيست كه همه چيز آماده و مرتب باشد و او از آن‌ها استفاده نمايد ؛ دنيا محل كسب كمال است و بايد انسان زحمت بكشد ، تلاش نمايد ، غرايز خود را تعديل كند و بر خود فشار وارد نمايد تا راه رسيدن به كمال را براى خودش هموار سازد . فلسفه آمدن انسان در دنيا ، تحمل مشكلات است . بايد رنج بكشد ، زحمت بكشد ، تلاش داشته باشد ، تفكّر و تعقّل نمايد تا از امتحان روز قيامت ، موفق و پبروز بيرون شود . تحمّل مشكلات و زحمت‌هاى فراوان ، هم مربوط به بدن فيزيكى انسان است و هم مربوط به عقل و روح انسان . تحمّل مشكلات روحى ؛ يعنى مهار نمودن غرايز نفسانى ، تحمل مشكلات فيزيكى يعنى كار كردن ، زحمت كشيدن و تلاش نمودن براى بهبود اوضاع اقتصادى ، سياسى ، فرهنگى و اجتماعى . اگر اقتصاد جامعه ضعيف باشد ، زندگانى اجتماعى مختل مىشود . اگر وضعيت سياسى خراب باشد ، امنيت عمومى از بين مىرود . اگر فرهنگ مردم ضعيف باشد ، جامعه به خرافات كشيده مىشود . اگر هم‌كارى اجتماعى وجود نداشته باشد ، زندگانى براى مردم غير قابل تحمّل مىشود . بنابراين انسان بايد در دنيا فعاليت همه جانبه داشته باشد تا زندگانى براى او گوارا گردد . از طرف ديگر ، مواظب خود نيز باشد كه از آن طرف بام نيفتد ؛ يعنى كار و تلاش براى زندگانى دنيا بايد مطابق دستورات دين مقدس اسلام باشد ؛ نه آن‌قدر تنبل و بىكار باشد كه از گرسنگى بميرد ، نه آن‌قدر كار زياد كند كه امورات دينى و معنوى او را تحت الشعاع قرار دهد . انسان در هر دو صورت بايد ميانه‌رو باشد ، تا بىتواند به تربيت روحانى خود نيز توجه نمايد . در اعتدال و ميانه‌روى ، زندگانى انسان معنى پيدا مىكند ؛ غرايز انسان در مجموع سركش است ؛ ولى در بعضى موارد