بيشتر سركشى دارد . خصوصاً در سه مورد كه لازم است به صورت مختصر به آنها اشاره كنم .
مورد اول : انسان از نظر غرايز هميشه دوست دارد كه مال و ثروت زياد داشته باشد ؛ ولى بايد متوجه اين مطلب نيز باشد كه مال و ثروت را از راه حلال بهدست آورد ؛ وقتى مال را از راه حلال بدست آورد ، بايد حق فقرا و مساكن را نيز فراموش نكند ؛ كارهاى عامالمنفعه را نيز انجام دهد ، به يتيمان كمك كند و به خويشاوندان فقير خود نيز توجه نمايد و حتى در مصارف خود نيز دقّت داشته باشد تا از اموال خود استفادهى درست نمايد . به عبارت ديگر تمام اموال خود را انبار نكند و يا مثل حيوان سرش را پايين انداخته همه را بهتنهايى نخورد . يعنى مالى را كه انسان پيدا مىكند ، ابتدا از راه حلال بهدست آورد و ثانياً در راه خدا مصرف كند ؛ زيرا اسراف در دين مقدس اسلام جايز نيست .
مورد دوم : غرايز انسان قدرت طلبى را دوست دارد ؛ اما اگر قدرت به دستش رسيد ، بر مردم ظلم نكند ، تكبّر نورزد ، خود را از ساير مردم بهتر نداند ، به بيت المال مسلمين خيانت نكند و بر حقوق ديگران تجاوز ننمايد . انسان وقتى بهقدرت رسيد بايد از قدرت خود براى بهبود اوضاع اقتصادى و امنيتى مردم استفاده كند ، براى تأمين عدالت اجتماعى تلاش كند و متوجه باشد كه براى چند روز قدرت موقّت ، دين خود را دست ندهد ، خود را فرعون درست نكند كه در دنيا و آخرت ذليل گردد .
مورد سوم : غرايز انسان مىخواهد بيشتر از ديگران علم داشته باشد ؛ اگر انسان مقام علمى پيدا نمود ، نبايد مغرور شود و نبايد خود را از همه مردم برتر بداند ؛ بلكه بايد از علم خود براى آگاهى مردم استفاده نمايد .
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 149
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٤٩