اين حق معلوم ، گاهى به زكات مربوط است كه انسان زكات اموال خود را به اين دو دسته بدهد . يعنى يك موقع مسئله واجبات است بايد چيزى را كه بر انسان واجب است براى اين دو دسته پرداخت كند ؛ مثلًا ، زكات و خمس كه در فقه شيعه از وسعت زيادى بر خوردار است ؛ همچنين ساير واجبات ، مانند كفارات ، نذورات و زكات فطر مربوط مىشود ؛ ولى بعضى اوقات انسان خمس و زكات و ساير واجبات خود را پرداخته است و چيزى از واجبات بر او باقى نمانده است كه بر فقرا بدهد . در اينصورت اين سؤال وارد مىشود كه آيا فقراء حقّى بر آنها دارند يا خير ؟ جواب واضح است ؛ دين مقدس اسلام براى اين دسته نيز سفارش مىكند كه بايد از اموال خود چيزى را براى فقرا كمك نمايند ، ولو حق واجب بر ذمه آنان نباشد . ممكن است اين سؤال نيز پيش بيايد كه بعضى از مردم اصلًا خمس و زكات نمىدهند تكليف آنها چه مىشود ؟ در جواب بايد گفت كه آنان در روز قيامت موقف بسيارسخت و خطرناك دارند و حتماً خداوند متعال جل جلاله از آنها سؤال مىكند و مورد كيفر قرار مىگيرند .
يك مشكل عمده كه فعلًا راجع به فقرا موجود است اين است كه تشخيص آنها بسيار مشكل است ؛ زيرا عدهاى زيادى از گداها ، گداى واقعى نيستند ؛ بلكه گداى حرفهاى هستند ( شغل شان گدايى است ) و حتى بعضى از آنها داراى اموال و صاحب ثروت هستند ، آپارتمان دارند ، ماشين دارند ، حسابهاى بانكى دارند ؛ اما در ظاهر بهصورت گدا مىآيند و از مردم پول جمع مىكنند . قرار اطلاع ، حتّى بعضى شركتهاى نيز وجود دارند كه افراد زيادى را بهنام گدا در جادهها و پس كوچههاى شهر با ماشين توزيع مىكنند و شب دوباره آنان را جمع مىنمايند . اين شركتها با اين افراد كه فقير هم نيستند ، قرارداد دارند و به آنها حقوق مىدهند و روزانه
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 143
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٤٣