گاهى اوقات عواطف بر انسان غلبه مىكند و يك كار مهم و مفيد را بر اثر آن انجام مىدهد ؛ اما زود متوقف مىشود . گاهى اينگونه نيست ؛ بلكه انسان هدفمندانه و بهطور دائم كارى را انجام مىدهد كه قبلًا براى استمرار آن تدابيرى را روى دست گرفته است . در اين صورت مسلماً عمل هدفمندانه ارزش بالاترى دارد .
« وَ الَّذِينَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ »
قرآن مجيد ، در آيه قبل حالات كسانى را بيان كرد كه در انجام عمل تداوم دارند ؛ در اين آيه مباركه مىفرمايد : كسانىكه در اموالشان حق معلوم وجود دارد . حق معلوم براى چهكسانى ؟ براى فقراء و خويشاوندان نزديك انسان ؟ براى كسانىكه از انسان تقاضاى كمك مىكنند ؟ در آيه بعد مىفرمايد :
« لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ »
براى كسانىكه از مردم چيزى را سؤال مىكنند و همچنين براى كسانى فقير هستند ؛ ولى چيزى را از كسى سؤال نمىكنند . محروم به كسانى گفته مىشود كه فقير و گرسنه هستند ؛ اماّ بهخاطر حفظ آبرو و عزتشان چيزى از مردم نمىخواهند . از آيه مباركه دانسته مىشود كه حق معلوم بايد براى هردو دسته باشد .
دسته اول آنهايىاند كه بهطور آشكارا از مردم چيزى طلب مىكنند و فقر خود را اظهار مىنمايند .
دسته دوم كسانى هستند كه انسان مىداند آنها فقيراند ؛ ولى براى حفظ آبروى خود از كسى تقاضاى كمك نمىكنند و چيزى را از مردم نمىخواهند ؛ اين دو دسته ، در واقع طبق فرمايش قرآن مجيد ، مستحق هستند و بايد انسان از اموال خود چيزى معين و معلوم را براى آنها اختصاص دهد .