وسوسههاى شيطانى سرگردانند . آيات فوق مربوط به مؤمنين نمىشود و حالات مؤمنين قطعاً بهگونه ديگراست . مؤمنين صبر دارند ، حوصله دارند ، حريص نيستند ، مومنين عزيز هستند و به خدا ى يگانه و روز قيامت ايمان دارند و همه چيز را از او مىدانند ؛ اگر بر آنها مصيبت وارد شود ، صبر مىكنند . در فقر و تنگدستى بىتابى نمىكنند ، مال مردم را بدون اجازه صاحبش نمىخورند و خود را حقير نمىشمارند . مؤمن اگر به قدرت برسد ، برمردم ظلم نمىكند ؛ نه تنها ظلم نمىكند كه براى مردم خدمت مىكند . مؤمن اگر مال زياد پيدا كرد ، براى نيازمندان نيز مىدهد ، به خاطر مال و ثروت براى ديگران ايجاد زحمت نمىكند ؛ نه تنها زحمت ايجاد نمىكند ؛ بلكه سبب آسايش را براى آنها فراهم مىكند . شخص مؤمن با خويشاوندان خود رابطهى نيك و حسنه دارد ، صله رحم انجام مىدهد و چيزى از مال خود را براى آنها كمك مىكند .
به هر صورت ، عزّت مؤمنين در صبر و قناعت و تواضع آنهاست ؛ زيرا مؤمنين تربيت دارند و كسىكه تربيت شود صبر ومقاومت را از لازمه زندگانى خود مىداند و همچنين سختى و مشكلات را جزء لاينفك زندگانى خود بشمار مىآورد ؛ اما آنهايىكه تربيت ندارند و نفس شان خاماند ، در واقع كسانى هستند كه منكر خدا و منكر روز قيامتاند . قرآن مجيد حالات كسانى را بيان مىكند كه خود را تربيت نكردهاند ، در حقيقت با ياد آورى اين مطالب ، پند و عبرت براى مؤمنين مىآموزد و در آيه بعد اين موضوع بهخوبى دانسته مىشود كه مومنين از اين حالت استثناء هستند .
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 140
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٤٠