« إِلَّا الْمُصَلِّينَ »
مىفرمايد : انسان هلوع است و طبيعت خام انسانى چنين است . اگر شرّى به او رسد بىتابى مىكند و اگر خيرى به او رسد ، مانع رسيدن خير به ديگران مىشود ؛ مگر كسانىكه نماز مىخوانند . در آيه بعد نماز گذاران را چنين معرفى مىكند :
« الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُونَ »
آنهايىكه نماز خود را هميشه و مرتب بهجا مىآورند و در خواندن نماز كوتاهى نمىكنند . در هنگام سردى و گرمى ، در هنگام صحت و مريضى ، در هنگام سيرى و گرسنگى ، در حالت خوشى و پريشانى ، در تمام حالات نماز خود را درست مىخوانند و مرتكب عمل ريا هم نمىشوند . مؤمنين ايمان قوى دارند و تحت هر شرايطى بر ضعف درونى خود غلبه مىكنند و هرعملى را كه انجام دهند فىسبيلالله انجام مىدهند .
بعضى از مفسرين گفته اند كه اين موضوع مربوط به نمازهاى يوميه و عبادات واجب نيست ؛ بلكه مربوط به كارهاى خيرى است كه انجام آنها براى انسان مستحب است و انسان بهصورت مستمر آن اعمال را انجام مىدهد . تداوم اعمال هرچند اندك باشد بسيار مفيد است و بايد عملى را كه انسان انجام مىدهد زود قطع نكند ؛ زيرا هر عملى كه بطور دائم انجام مىشود ، خيلى در نزد خداوند جل جلاله ارزش دارد ولو آن عمل اندك باشد و خداوند جل جلاله چنين عملى را دوست دارد . اعمال خير بهصورت مقطعى نيز داراى ارزش است ؛ ولى ممكن است گاهى اوقات اين عمل از روى احساسات باشد و فقط يك مرتبه از انسان سر مىزند و بعد متوقف مىشود ؛ ولى اگر ادامه داشته باشد خيلى مقام انسان را بالا مىبرد . عمل مقطعى گاهى تصادفاً از انسان سر مىزند ، در حالىكه قصد قربت هم ندارد . بهقول شاعر كه مىگويد :
گاه باشد كه كودك نادان * به غلط بر هدف زند تيرى