باشد وتغيير وفسادى درآن راه نيابد ؟ .
2 - آيا خلود در آتش وبهشت تدريجا عادت مىشود وحالت اوّليه خود را از دست مىدهد يا نه ؟
بعبارت ديگر آيا جهنّمىها در اثر گذشت زمان از احساس عذاب خلاص نمىشوند ؟ آيا بهشتىها در اثر لذّت يكنواخت احساس حظّ را از دست نمىدهند ؟ .
3 - آيا خلود در آتش براي كفّار ظلم نيست ؟ كسانىكه مثلًا شصت سال كفر ورزيده وآيات خدا را تكذيب كرده وعمر خود را در كارهاى بد باتمام رساندهاند آيا عذاب ابدى در حق آنها رواست ؟ .
در باره مطلب اوّل بايد دانست :
موجودات مادّى در اين دنيا از حيث كميّت ثابت واز حيث كيفيّت در تغيير وتبدّل اند . كميّت ووزن واندازهء مادّه ثابت وبىكم وكاست است ولى از لحاظ كيفيّت ، أشياء جهان پيوسته در تغيير وتبدّل وفنا وفساد وزوالاند وهيچ وقت در وضعي وحالي ثابت وپايدار نمىمانند .
از طرف ديگر در دنياي ما اصلى بنام أصل كهولت ( آنتروپى ) بر تمام موادّ ونيروها حكم فرماست ، هر موجودىكه بحالت خود رها شده وامدادى بدان نرسد بطور تدريج بسوى هموارى وپيرى وسكون ميرود ، علت فساد ومرگ در عالم همين است ، اگر اين أصل در جهان نبود أصل بقا وثبات در عالم حكومت ميكرد وما در اين زندگى مخلّد ميشديم واز مرگ وفنا اثرى نبود .
در زندگى آخرت أصل كهولت از موادّ برداشته مىشود وبر داشته شدن آن عبارت اخراى خلود وهميشگى است وبزرگترين مرز فارق ميان دنيا وآخرت وجود كهولت وعدم آن است ، آقاى مهندس بازرگان در كتاب ذرّهء بىانتها ص 85 ميگويد : جريانها
و