تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متافيزيك از نظر رئاليزم يا معارف اسلامى از نگاه علم وفلسفه (فارسى) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
نميشود بلكه متفرّق و پراكنده ميگردد ، و معناى قيامت جمع شدن متفرّقات و تركّب پراكنده‌ها است . از نظر عقلى هر دو وجه متحمل و ممكن است و ادلّه‌اى را كه جمعى از فلاسفه و يا همه‌ى آنان و عده‌اى از متكلّمين بر استحاله‌ى اعاده‌ى معدوم اقامه كرده‌اند قابليّت اعتماد را ندارد حتّى جالب نظر هم نيست ، بلى از نظر علوم تجربى كه مادّه را قابل زوال و نيستى نمى دانند ، وجه دوّم رجحان پيدا مىكند ، و صدها سال قبل جمعى از متكلّمين مانند علّامه‌ى بزرگوار محقّق طوسى ( رض ) كه از يك طرف اعاده‌ى معدوم را محال ميدانستند و از طرف ديگر به معاد جسمانى قائل بودند از همين طريقه استفاده كردند ، و قيامت را جمع متفرّقات دانسته‌اند ، و معظّم له درباره‌ى صحت نظريه‌ى خود بداستان حضرت ابراهيم كه از كيفيّت زنده گردانيدن مرده‌ها سؤال شده ، استشهاد نموده ، زيرا در جواب سؤال او جمع شدن اعضاى پرندگان و تركّب يافتن اجزاى قطعه قطعه شده‌ى آنها ارائه داده شده نه ايجاد بعد العدم . نگارنده هرچند اين استدلال را مردود نمىداند ولى آنقدر قوى هم نميداند كه به آن اعتماد كند بلى اگر علوم تجربى بتوانند امتناع زوال ماده را ثابت كند تفسير قيامت بجمع متفرّقات قطعى مىشود ، ولى علوم تجربى چنين قدرتى را ندارند ، زيرا آنها از وقوع و عدم وقوع خبر ميدهند نه از استحاله ، مثلا علم ميگويد ، مادّه فانى و زائل نميشود ، نه اينكه بگويد محال است زائل شود و اين حكم