( 4 ) مكان حساب و دوزخ و بهشت
تا زمانيكه هيئت بطليوسى در جهان فكرى و علمى انسانها حكومت ميكرد ، سؤال كردن از مكان قيامت ( يعنى مواقف حساب و بهشت و دوزخ ) سؤال مهمّى بوده و تا جائى كه حافظه و تتبع نگارنده يارى ميدهد هيچك از فلاسفه و متكلّمين نتوانستهاند جواب درستى براى دفع اين سؤال پيدا كند چه جوابهاى موجود غلط و حتّى بعضى از آنها مخالف خود قرآن مجيد است .
بلكه نابغهى شهير جهان فلسفه صدرالدين شيرازى در كتاب بزرگ اسفار خود دربارهى اين سؤال چنين ميگويد :
ان اعضل شبه الجاحدين للمعاد الجسمانى و اعظم اشكالات المنكرين للجنّة و النّار . . . هو طلب المكان لهما . . . « 1 »
همانا پيچيدهترين شبهات مخالفين معاد جسمانى و بزرگترين اشكالات منكرين دوزخ و بهشتى كه در دين اسلام قطعى است سؤال كردن از مكان و جاى دوزخ و بهشت است .
اساس اشكال اينست كه قرآن مقدس در دو آيه « 2 » وسعت بهشت را باندازهى وسعت تمام آسمانها و زمين معرفى نموده ، در حالى كه قواعد هيوى بطلميوسى ميگفت دنياى مادى عبارت از افلاك نهگانهايست كه يكى بر ديگرى مانند پوستهاى پياز محيط هستند ، و مركز اين عالم كرهى زمين ما است ، و ستارهها در فلك هشتم ميخكوب ميباشند
هامش
( 1 ) ص 302 ج 9 طبع جديد
( 2 ) آل عمران 133 - الحديد 121