تعذيب آن ، زيرا لذّت و الم بردنى بالاخرة مربوط و مشروط بروح ميگردد و بهر حال بدن از نظر عقل هيچ حساب و اهميتى ندارد .
از اينها گذشته آيهى مباركهى قرآن نيز تبدّلات جسم را بيان ميدارد و ميفرمايد :
كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ
( النساء / 56 ) در اين آيه تبديل پوستهاى بدن جهنّميان به پوستهاى ديگر در اثر تاثير آتش بيان شده است .
آيات سابقه نيز صراحت در اعادهى عين جسم دنيائى بتمامه ندارند لذا خيلى ممكن است كه بعضى از اجزاء بدن دنيوى « 1 » با
هامش
( 1 ) اعادهى بعضى از اجزاى بدن اين دنيا از آيهاى كه در سورهى يس است استفاده مىشود ، زيرا كافر ميگفت استخوانهاى پوسيده را كى زنده مىكند ؟ خداوند در جواب مىفرمايد : آنها را آنكسيكه ابتداء بوجودشان آورده زنده مىكند . بلى اين ديگر اهميتى ندارد كه استخوانهاى كدام دورهى عمر انسان اعاده مىشود ، چنانچه وجه آن از بيانات فوق دانسته شد ، از آيات قصهى حضرت ارميا نيز استفاده مىشود استخوانهائيكه در قيامت عود داده مىشود همان استخوانهاى دنيائى مىباشد ولى گوشتهاى آن از مواد ديگر است چون كلهى ( لحما ) در آيه نكره است نه معرفه و معناى آن چنين مىشود : و به آنها يك گوشتى ميرويانيم ، و نفرموده كه گوشتهاى او را مىرويانيم ( دقّت شود )
آيات قصهى حضرت ابراهيم هرچند ظاهر در اعادة عين بدن دنيوى بتمامه مىباشد ولى اين ظهور را ندارد كه اعادهء اجسام در تمام موارد نوع ديگرى نداشته باشد .