كيفيّت است ؟ ايا عين بدن دنيائى با تمام خصوصيّات آن عود مىكند يا اينكه بدن خاصى موضوعيّت ندارد ، هر چه است روح است ولى قرار صراحت قرآن بدن هم است اين بدن از هر موادى تشكيل يابد كفايت مىكند حتّى مواد جديدى كه بدن دنياى اين روح ، مواد مذكور را هرگز دارا نبوده باشد ؟
فرض اول قابل قبول نيست زيرا بدن حالت وحدانى و ثباتى ندارد ، بلكه هميشه در تحوّل و تغيير است و حتّى ميگويند هر هفت سال تمام سلولهاى بدن عوض مىشود ، پس ممكن نيست بدن دنيائى بعينه عود كند و كدام ملزمى هم براى التزام به آن نداريم .
شبههايكه بعضى از دانشمندان نمودهاند كه اگر همان بدنى كه به او معصيت شده عود نكند و مادّهى ديگرى جزء بدن يا همهى بدن را تشكيل دهد و بدوزخ برود و ظلم لازم مىآيد . به نظر نگارنده خيلى ضعيف است . زيرا مادّه احساسى ندارد ، تا از آتش رفتن متألم شود و ظلم لازم آيد ، و بر فرض صدق ظلم معاد جسمانى بايد بكلّى ممنوع گردد زيرا بدن در موقع معصيت هيچ اختيارى نداشته تا مسؤليتى عايدش گردد ، اين روح است كه ارادهى بدى و خوبى مينمايد حال بدن نسبت بروح عينا حال كارد نسبت بيك فرد ضارب ظالم است آيا كارد مسؤليّتى دارد يا اينكه مسؤليّت تماما بزننده مربوط مىشود ؟
اساسا استحقاق عقاب و اهليّت ثواب مربوط بروح مىباشد بدن نه مدحى دارد نه ذمى بهشت براى تشريف و لذت روح است ، دوزخ هم براى
متافيزيك از نظر رئاليزم يا معارف اسلامى از نگاه علم وفلسفه (فارسى) — صفحة 207
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٢٠٧