ذكر نمودهاند درين جا ذكر ميكنم . « 1 »
فرض ميكنيم محمود دستش رعشه دارد و مرتعش است ( يعنى دست او بواسطهى مرض ، بدون ارادهاش حركت دارد ) و شخص ديگرى شمشيرى را بدست مرتعش او ميدهد كه بدون ارادهى محمود ، آن هيچ مسؤليتى ندارد بلكه قتل مستند به شخص دوم است ، و اين مثال حقيقت جبر را واضح مىسازد .
فرض ميكنيم حيوان درندهاى بزنجير بسته است ، محمود ميداند اگر حيوان را از زنجير رها سازد ديگر قدرتى بر جلوگيرى او از درندگى ندارد ، مع الوصف حيوان را آزاد مىكند ، و اين حيوان بارادهى خود طفلى را مىخورد و بزرگى را ميدرد ، و ممكن است ما بجاى حيوان درنده انسان جنايتكار را فرض كنيم ، و اين مثال حقيقت تفويض را آشكار مىكند .
براى تصوير حقيقت امر بين الامرين اين مثال را فرض ميكنيم كه محمود بواسطهى مرضى دستش را نمىتواند حركت بدهد ، ولى دكتر ماهرى بوسيلهى متصل كردن تار برق دست او را قابل حركت ميگرداند وانگهى محمود كسى را مىزند يا مىكشد درين حركت
هامش
( 1 ) نگارنده از محضر مباركشان در علم فقه و علم اصول و مقدارى از مسائل علم رجال ، استفادهء زيادى نموده و بضاعت قليل علمى خود را مرهون افاضات معظّم له ميداند جزاء اللّه عنّى و عن جميع من استفاد من علمه .