قتل ) نيست بلكه استعمال اين قوة و سوق دادن اين قدرت خدادادى در اختيار خود انسان است ، كه در خير مصرف مىكند يا در شر .
هر كس بوجدان خود مراجعه كند ميداند كه خداوند تبارك و تعالى براى نفس انسان اختيارى عطا فرموده ، يعنى ميتواند كارى را انجام دهد يا تركش كند ( له ان يفعل و له الا يفعل ) روز قيامت و همچنين بحسب قوانين موضوعهى بشرى هيچكس مسؤل قدرت داشتن بر عمل زشت و بد قرار نمىگيرد ، زيرا قدرت داشتن از اختيار انسان خارج است تمام مسؤليتها و نقطهى اساسى مجازات و مكافات در ترجيح دادن طرف ترك فعل بر بجا آوردن آن و يا ترجيح فعل بر ترك آنست يعنى مسؤليت بنده و يا ذم و مدح او در اينست كه قوة و قدرت خود را در فلان كار شر يا خير اعمال و مصرف نموده ، زيرا او ميتوانسته آن كار را نكند .
ممكن كه نظريهى كسب به اين نظريه تا حدودى شباهت و قرابت پيدا كند ، و اگر در تفسير كسب اعاده نظرى به عمل آيد احتمال دارد ، هر دو نظريه قدر مشتركى پيدا كنند .
خوانندهى گرامى اگر دقّت نموده باشد ميداند كه نظريهى امر بين الامرين از اعتراضاتى كه بر قول جبريها وارد شده بود ، و همچنين از ايراد اينكه بر قول مفوضه شده سالم است .
درين نظريه عموم قدرت خداوند و مؤثريّت توحيد فاعلى و احتياج بنده محفوظ است ، و از طرف ديگر چون اختيار بنده محفوظ
متافيزيك از نظر رئاليزم يا معارف اسلامى از نگاه علم وفلسفه (فارسى) — صفحة 156
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٥٦