است حس تكليف و استحقاق عقاب و ثواب مدح و ذم هم بجاى خود باقى ميماند ، و حكمت و عدل خداوند متعال نيز صدمه نديده قبايح افعال بندگان به خود آنها منسوب مىشود ، و بوسيلهى اين قول آيات مقدّسهى قرآن درست تفسير مىشود و هيچ اختلافى در آنها موجود نخواهد بود چنانچه بعقيدهى جبريها و تفويضىها اين اختلاف در قرآن است .
جبريها براى اثبات قول خود بآيات زيادى استدلال نمودهاند ، و در مقابل معتزله نيز براى اثبات تفويض بآيات ديگرى تمسّك جستهاند و عدهاى خيال ميكنند قرآن چون مثبّت هر دو نظريه است لذا مشتمل بر تناقض است .
ولى كسى كه نظريهى بين الامرين را به خوبى بفهمد ، و سپس به قرآن مجيد مراجعه كند ميداند كه در بين آيات قرآن هيچ تناقضى نبوده همهى آنها متّفق بوده و نظريهى مذكور را ثابت مىكند .
نگارنده نمىتواند درين جا دلائل جبريها و غير آنان را با جوابهاى آن نقل كند زيرا كتاب حاضر از يك طرف براى عدّهى خيلى محدودى قابل استفاده مىشود ، و از استفادهى اكثر خارج مى گردد ، و از طرف ديگر كتاب بزرگى مىشود كه سبب ملال خواننده را فراهم و نويسنده را از تحمل مصارف طبع آن عاجز ميگرداند ولى با آن همه براى توضيح جبر و تفويض و امر بين الامرين مثالى را كه استاد محترم حضرت علّامهى بزرگوار آقاى سيد ابوالقاسم خوئى
متافيزيك از نظر رئاليزم يا معارف اسلامى از نگاه علم وفلسفه (فارسى) — صفحة 157
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٥٧