تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متافيزيك از نظر رئاليزم يا معارف اسلامى از نگاه علم وفلسفه (فارسى) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
قدرت خداوند باصل فعل تعلّق ميگيرد و قدرت بنده بصفت فعل و مراد از صفت طاعت بودنن و معصيت بودن است ، مثلا اصل زدن يتيم بقدرت خداوند است اما طاعت بودن آن ( در صورتى كه به قصد تأديب زده شده ) و يا معصيت بودن آن ( در صورتى كه به قصد اذيت زده شده ) بقدرت بنده است . اين قول سوم را ميتوان بهمه‌ى اهل سنّت و يا اكثر آنها نسبت داد ، و اعتراضاتيكه بر قول دوم وارد مىآمد صاحبان اين نظريه ( يعنى نظريه‌ى سوم ) آنها را بواسطه‌ى كسب مذكور بر قول خودشان وارد نمىدانند ، چه بنده مجبور محض نيست بلكه كاسب فعل خودش است . ( 4 ) نظريه‌ى فلاسفه : فلاسفه ميگويند افعال اختيارى انسان بمحض قدرت و اراده‌ى خود انسان وجود ميگيرد ، پس جبرى در كار نيست ولى قدرت و اراده‌ى انسان معلول اراده‌ى واجب الوجود است پس تفويضى در كار نيست ، و اين نظريه بجمعى از علماى اماميه نيز نسبت داده شده ولى نسبت مذكور ثابت نيست . « 1 » در واقع اين قول هم بقول دوّم برميگردد ، زيرا فعل معلول اراده‌اى است كه آن اراده از اختيار خارج است و قهرا فاعل مجبور خواهد بوده و هيچ اختيارى براى او ثابت نخواهد بود و بالاخرة افعال انسان معلول ارادهء واجب الوجود مىشود ، در ديوان خود
هامش
( 1 ) براى تحقيق قول فلاسفه مراجعه به اسفار و حواشى سبزوارى بر اسفار و نهاية الدراية و گوهر مراد و وافى و غيره شود .