كه حكيم و عادل و منزّه از هر عيب و نقص است و خوانندهى گرامى سابقا حكمت خداوند را مدلّلا دانست .
غرض ، اين نظريه تا آنجائى كه تصور شود فاسد و باطل بوده مخالف حس و عقل و دين است ، و نگارنده فكر مىكند ظهور يا اشاعهى اين نظريه از تأثير سياست بدور نبوده ، حكومتهاى مستبد براى گول زدن مردم نادان مسلمان ميگفتند هر كاريكه ما ميكنيم ( ولو ظلم و قتل و . . . باشد ) بارادهى خداوند ميكنيم پس نبايد كه كسى مخالفت و انكار نمايد .
( 3 ) كسب : ابوالحسن اشعرى ميگويد : كارهاى اختيارى بندگان تنها بقدرت خداوند تبارك و تعالى واقع مىشود و عادت خداوند بر اين جارى شده كه در انسان قدرت و اراده ايجاد كند ولى اين قدرت و اراده در كار انسان تأثيرى ندارد ، عمل بقدرت خداوند و كسب بنده واقع مىشود « 1 » .
سيد شريف جرجانى ( كسب ) را در شرح مواقف چنين تعريف مىكند :
مقصود بكسب فعل بنده ، مقارنت فعل با قدرت و ارادهى بنده است بدون اينكه قدرت و ارادهى مذكور تأثيرى در فعل مزبور داشته باشد و بنده فقط محلّ فعل است .
قاضى ابوبكر باقلانى دربارهى كسب چنين ميگويد : « 2 »
هامش
( 1 ) ص 118 ج 3 شرح مواقف
( 2 ) ص 119 همان مصدر