قرآن ميفرمايد
إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
خداوند بر هر چيز توانا است .
جزء اول اين عقيده كه احتياج نداشتن انسان در كارهاى خود به خداوند است ، هم باطل است زيرا سابقا مبرهن شد كه ممكنات حدوثا و بقاء ، به خداوند محتاجاند .
( 2 ) جبر ، جهم بن صفوان و پيروان او ميگويند : همهى كار هاى انسان فقط بارادهى خداوند واقع مىشود و انسان از خود هيچ اختيارى ندارد حركت انسان ( روى اين نظريه ) مانند حركت قلم در دست نويسنده و يا حركت كارد در دست قصاب است اين نظريه بطور قطعى باطل بلكه خرافى است زيرا :
( اولا ) هر انسان بوجدان خود ، خود را مضطر و بىاراده نمىبيند .
( ثانيا ) اين نظريه استحقاق ثواب و عقاب را در آخرت و مدح و ذم را در زندگى دنيا باطل مىكند و براى حكومتها اجازه نميدهد كه مجرمين را تعقيب كنند ، زيرا آنها كارى نكردهاند و اين ارادهى خداوند بوده كه عمل بد را ايجاد كرده است .
( ثالثا ) اين نظريه تكليف و شريعت را لغو و بيهوده مىسازد ، چه انسانى كه هيچ اراده ندارد تكليف و وظيفه دادن به او فائدهاى ندارد آيا مىشود كسى قلم و كارد را مكلّف به نوشتن و بريدن نمايد ؟
( رابعا ) لازمهى اين سخن استناد و انتساب جميع افعال زشت از قبيل كفر و فسق و ظلم ، و فجور و قبيح به خداوند است خداوندى