باشد مدخليّت دارد و بعضى از امورات را او ايجاد مىكند بايد متوجه باشد عقيدهء او از نظر قرآن شرك است .
جبر و اختيار
مسألهى افعال اختيارى انسان از مشكلات علم فلسفه و كلام مىباشد .
آيا انسان در كارهاى خود مختار است ، و اعمال او از ارادهى خودش صادر مىشود يا آنكه مجبور است ، و هر كاريكه از او سر مىزند بواسطهى خواست خداوند و ارادهى نافذ واجب الوجود است .
اگر شق اوّل را بپذيريم موضوع توحيد خالق خلل يافته ، مؤثرين زيادى در عالم وجود خواهند گرفت و هر انسان خالق و آفرينندهى افعال خود خواهد شد .
اگر شق دوم را قبول كنيم بايد تمام انواع كفر و فسق و معاصى و قبايح بندگان را به خداوند نسبت بدهيم زيرا ارادهى او علّت اين اعمال شده و بنده مسؤليتى نداشته است .
اساسا روى نظريهى ( جبر ) تكليف انسانها و انزال كتب و ارسال رسل لغو و بيهوده است چون مردم از خود اختيارى ندارند .
يكى ميگويد :
اينكه گوئى اين كنم يا آن كنم * اين دليل اختيار است اى صنم
ديگرى ميگويد :