و مراد از سمع و بصر همين حالت زائده است ، ولى در انسان و حيوان و پارهاى ديگرى از ماديّات اين حالت بدون عضو جسمى ( چشم و گوش ) ممكن نيست ، ولى در واجب الوجود اين حالت بدون عضو ممكن است .
نظريهى اوّل منسوب بجمعى از علماى اماميه و اكثر يا همهى فلاسفه و بعضى از معتزله است .
نظريهى دوم منقول از اشاعره است ، و ظاهرا شيخ شهاب الدين سهرودى رهبر فلاسفهى اشراقى و صدر المتألّهين صاحب اسفار زعيم حكمت متعالى نيز همين نظريه را پسنديدهاند .
مطلب هفتم در حيات خداوند
حياتى كه در حيوان ( بشمول انسان ) تصور مىشود دربارهى خداوند تصور نمىشود زيرا خداوند جسمانى و داراى مزاج نيست و لذا نظريات چندى در تفسير حيات خداوند ابزار شده كه به نظر نگارنده تمام آنها بدون دليل و فاقد ارزش علمى است ، و در قرآن و سنّت قطعى نبوى هم حقيقت حيات خداوند ( ج ) بيان نشده و نگارنده اين احتمال را ميدهد كه مراد از حيات واجب الوجود فقط وجود او باشد و اللّه العالم .
( 5 ) توحيد
توحيد بر چند گونه است . .
« الف » نفى شركت در وجوب وجود .
واجب الوجود يكى است ، و محال است كه شريك داشته باشد ،