خداوند بر آنها ظلم نميكند ، بلكه آنها به خود ظلم ميكنند ، و اين مضمون در قرآن مكرر يادآورى شده ، ( دوم ) اختيار شخص ديگر ، مانند ظلمهائى كه مردم به يكديگر ميكنند ، از نظر قانون شرعى براى مظلوم جائز است ، هر وقت فرصت پيدا نمود انتقام خود را از ظالم - به مقدار ظلمش - بگيرد و اين حكم در چند جاى قرآن بيان شده حتى در بعضى آيات نوعى ترغيب به عمل آمده :
وَ ذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيراً وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا
( الشعراء / 227 ) آنانيكه خداوند را بسير ياد مىكند و انتقام خود را پس از ستمى كه به آنها مىشود ميگيرند . . . ولى عفو نيكوتر از انتقام است ، و چنانچه از انتقام متمكّن نشد ، البته روز قيامت خداوند حق او را از ظالم استيفاء خواهد نمود ، مثلا ممكن است از ثوابهاى ظالم بمظلوم بدهد و اگر ثوابى نداشته باشد ممكن كه مقدارى از گناهان مظلوم را به او بدهد ، قرآن مىفرمايد
( وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ
ابراهيم / 42 )
خدا را از كارهاى ستمكنندگان غافل مپندار ( و حتما از آنها انتقام خواهد گرفت ) مذمّت و وعدهء عذاب ظالمين در قرآن زياد به چشم مىخورد .
و بر مكلّفين ظلم كردن را حرام قرار داده ، بلكه يارى ظالم و اعتماد به ظالم را نيز ممنوع نموده و حكومت اسلامى مؤظف است از ظلم ظالم جلوگيرى به عمل آورد .
اما اينكه چرا خداوند ظالم را در حين ظلمش عاجز نميگرداند ،