و تكوينا مانع ظلم او نميشود ؟ با اينكه چنين قدرتى دارد ، يكى از اسرار آن اينست كه آفرينش انسان براى تكامل اوست و جاى هيچ ترديدى نيست كه سعادت و شقاوت انسانها تنها در پرتو افعال اختيارى و اعمال ارادى او مىباشد ، كارهاى غير اختيارى و طبيعى مانند تنفس و حركت نبض و جنبش شخص خوابيده و امثال آن بسرنوشت انسان و خوشبختى و بدبختى او تأثيرى ندارد ، لذا دين و دستورات او گاهى بسعادت و تكامل انسان كمك ميتواند كه اختيار و آزادى ارادهى انسان محقّق باشد ، بنابراين اگر مكلّفين جبرا و قهرا از معاصى بدور نگهداشته مىشود كدام كمالى را حائز نگرديدهاند ، چنانچه عبادت و اطاعت غير اختيارى نيز منشأ ثواب و كمالى نخواهد بود لذا بنده بايد آزاد باشد تا روح او در دنيا ، بنصاب لائق خود برسد ( دقّت كنيد ) .
بهر حال مظلوم محتسب باجر خود چه در دنيا و چه در آخرت خواهد رسيد
( أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ )
صلوات و رحمت پروردگار بر آنان است و آنها بهدايت رسيدگانند .
( سوم ) انتقام : پارهاى از مصيبتها و بلاها كه به انسان ميرسد عكس العمل ، عمل اوست ، يعنى خداوند حكيم عادل ببعضى از مردمان نسبت ببعضى از بديهاىشان در همين دنيا جزاء ميدهد و از آنها انتقام ميگيرد . و هيچ عاقلى انتقام گرفتن حق را قابل اعتراض نمى