بلى لازمهى حكمت ، نكردن بدى و ترك قبايح و شرور است نه نتوانستن ، مثلا ما و شما توانائى برهنه شدن را در بازار و كوچه داريم ، ولى با قدرت مذكور هرگز چنين كارى نخواهيم نمود .
از دو دليلى كه براى اثبات حكمت خداوند اقامه شد دانسته مىشود ، هيچ كار شر و قبيحى كه خير و صلاح در او نباشد و يا باشد ولى كمتر از جنبهء شرّ او باشد از خداوند سر نمىزند ، بلكه همهى كارهاى او خلاص المصلحة يا غالب المنفعة است ، و بايد چنين هم باشد زيرا :
اولا صدور شرّ ولو در يك مورد با قدرت بر ترك آن قبيح است ، و قبيح از حكيم روا نيست .
ثانيا صدور شر و قبيح ، ترجيح مرجوح بر راجح است يا ترجيح بلامرجح و هر دو باطل است .
ثالثا كارهاى خدا همه روى منافع مخلوق او استوار است ، و نميشود كارى كه شرّ مطلق و يا شرّ كثير باشد انجام دهد ،
حوادثى را كه ما شرّ ميدانيم ( از قبيل طوفانها ، قحطىها ، مرضها ، مردنها ، و غيره ) مسلّما خير آنها بيشتر از شرّ آنها است چه براى ما و چه براى نظام عمومى عالم و چه براى هر دو .
بلى واجب الوجود حكيمى كه ترك اصلح و انفع و اكتفاء براجح و صالح نمىكند چطور مرتكب مرجوح و قبيح مىشود .
مشكلهء شرور از آنچه كه ذكر كرديم ( به حمد اللّه ) حل شد و
متافيزيك از نظر رئاليزم يا معارف اسلامى از نگاه علم وفلسفه (فارسى) — صفحة 132
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٣٢