توجه : به نظر قاصر من ، بعضى از آيات در اين مورد تكرارى و تأكيدى ولى مدققين شايد معانى جديدى از آنها به دست آورد .
اضلال انتقامى
كسانى كه هدايت اولى خداوند ( و كتاب او ر ا ) نپذيرد ، روح او تاريكى پيدا مىكند كه يك نوع گمراهى است كه جزاى طبيعى متمرد است . آيهى 46 شورى از همين موضوع خبر مىدهد :
« . . . وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ سَبِيلٍ . . . »
( الشورى : 46 ) ؛ و اضلال ابتدايى بر خداوند حكيم عادل جايز نيست و كار شيطان و شيطان صفت است .
آرى اضلال انتقامى نتيجهى معصيت اختيارى خود مكلف است كه براى خداوند حكيم عادل عقلا صحيح است . ( دقت كنيد )
اقسام كلام خدا با بشر ( مرسلين )
« وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ ما يَشاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ »
( الشورى : 51 ) ؛ براى نبى يا رسول بشر ، نمىرسد كه خداوند با او تكلم نمايد ، مگر به صورت وحى يا از پشت حجاب يا رسولى را بفرستد تا وحى كند ( به سوى آن بشر مرسل ) به اذن خداوند آنچه را كه خدا بخواهد محققاً او بلند مرتبه و داراى حكمت است
تفسير اين آيه :
خداوند تكلم خود با انبياء و رسولان خود را به سه گونه منحصر دانسته است :
1 - وحى و القاى كلام در قلب و خاطر مرسل ، ممكن است اين آيه اطلاق داشته باشد كه القاء و قذف كلام و مقصود در حال خواب را ؛ همانند بيدارى شامل شود ؛ مانند خواب ابراهيم كه امر به ذبح اسماعيل را ديد . شايد خيلى از انبياء و رسل از اين گونه وحى بر خور