8 - از آيهى
« وَ ما تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ . . . »
( الشورى : 14 ) ، استفاده مىشود كه متفرقين اول ، معاصرين انبياء و يا قريب زمان به آنان ، [ بودهاند كه ] از روى علم و تعمد متفرق گرديدهاند و استحقاق عذاب را ، حتى در همين دنيا پيدا كردهبودند .
بلى نگارنده هر چند كفار بىدين و كفار پيرو اديان منسوخه را غالباً جاهل قاصر مىداند ؛ ولى روشن است كه غالب معاصرين انبياء و يا قريب به عصر آنان يا متعمدا و يا تقصيراً از دين به دور رفتهاند كه مستحق عقاب مىباشند .
ميزان
« اللَّهُ الَّذِي أَنْزَلَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ وَ الْمِيزانَ . . . »
( الشورى : 17 ) ؛ ظاهر آيه اين است كه ميزان غير از قرآن است و در اين صورت سؤال مىشود كه ميزان چيست ؟ [ از آيات ظاهر مىشود ] كه مراد از ميزان عدالت اجتماعى باشد ، كه حقوق مردم مشخص مىشود ممكن است بگوييم عطف ميزان بر كتاب دليل بر تغاير آن دو نيست ؛ بلكه از قبيل عطف جزء بر كل است ، هر چند كه مقدارى از حقوق در سنت شريف بيان شده است .
بعضى مفسرين مىگويند : مراد از كتاب در قرآن شريعت و دين است و كلمهى ميزان به معناى هر مقياسى است كه أشياء به آن سنجيده مىشود ، مراد به آن به قرينهى ذيل آيه و آيات بعد ، همان دينى است كه كتاب مشتمل بر آن است و از اين جهت دين را ميزان ناميدهاند كه عقايد و اعمال به وسيلهى آن ، سنجش مىشود ، و در نتيجه روز قيامت هم بر طبق آن سنجش و جزاء داده مىشود ، پس ميزان عبارت است از دين با اصول و فروعش .