از قسم اول بوده يا از قسم دوم ؟ معلوم نيست و هر دو محتمل است ظاهراً چنين نيست كه هر قسم از اين اقسام مخصوص به پيامبرى خاصى يا پيامبران خاصى باشد ، رسانيدن وحى به مرسلين وابسته به ارادهى حضرت حق جلّت عظمته است كه به كدام يك از اين اقسام ثلاثه باشد . والله اعلم .
« وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »
( الشورى : 52 ) ؛ در اين آيه در تفسير روح ، دو احتمال وجود دارد :
- 1 مراد از آن ، مجازاً قرآن باشد . در اين صورت جملهى
« أَوْحَيْنا »
به معناى خود است و جملهى « و لكن جعلنا » مؤيد يا دليل است ؛ چون ضمير منصوب به سوى قرآن بر مىگردد .
- 2 مراد از آن موجود خارجى مجرد يا جسم لطيف باشد ؛ مانند جبرئيل ( ع ) و اين معنى با لفظ آيه مناسبتر است ؛ ولى جملهى
« أَوْحَيْنا »
را بايد به معناى « ارسلنا » يا « انزلنا » بگيريم كه مخالف ظاهر است ؛ بلى ما از خود قرآن مىدانيم كه ايجاد آن به وسيله جبرئيل ، روح القدس و روح الامين بوده است .
به هر حال بايد از اين دوجه يكى را انتخاب نمود . « 1 » ولى آيه مشتمل بر يك مطلب بسيار مهم است كه پيامبر ( ص ) در حين نزول قرآن و ايحاى آن در سن چهل سالگى ايمان به خداوند جهان را نمىدانسته است . و التزام به آن براى مسلمانان با ملاحظه روايات كثيره كه در كتب
هامش
( 1 ) - بعضىها كلمهى روحاً را مفعول فعل اوحينا نمىدانند ؛ بلكه مخفوض بنزع خافض ، مىدانند و يا احتمال مىدهند ، اصل آيه چنين بوده : « و اوحينا اليك مع روح » : و مفعول اوحينا محذوف است كه لفظ كتاب بر آن دلالت مىكند . و اين توجيه دليل ندارد .