دار بودهاند در بعضى از روايات غير معتبره دارد كه زبور داوود ( ع ) نيز از همين نوع بوده كه بعداً داوود ( ع ) آن را نوشته است و مىشود كه آيه ، وحى در گوش مرسل را نيز شامل شود .
2 - وحى كه طرف ، وحى را بشنود ؛ مانند تكلم خداوند با موسى ( ع ) ظاهرا كلمه از پشت پرده ( من وراء حجاب ) براى رد اين توهم ساده انديشان است كه آن مكالمه ؛ مانند مكالمه دو انسان است كه همديگر را مى بينند و گرنه امكان ندارد خداوند پشت حجاب باشد خداوند نه مكان دارد و نه جسم است و نه محدود او مجرد لايتناهى مىباشد .
- 3 وحى كه ملك رسول مانندجبرئيل ؛ آن را در گوش يا روح مرسل القاء كند ؛ مانند قرآنى كه از جانب خداوند بر قلب نازنين خاتم النبيين ( ص ) وحى مىشد :
« نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ ، عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ »
( الشعراء : 193 - 194 ) ،
« قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ . . . »
( البقرة : 97 ) ؛ از اين دو آيه ، ظاهر مىشود كه قسم سوم مانند قسم اول است كه قذف در قلب است ؛ ولى در اول واسطه ندارد و در سوم واسطه دارد كه جبرئيل است .
اگر مراد از قلب روح باشد كه معنى واضح مىباشد و اگر مراد دل فيزيكى باشد تفسير آيات محتاج به ترقى علوم در آينده است .
قابل توجه
ظاهراً كلمهى ( كذلك ) در جملهى :
« وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ . . .
» ( الشورى : 7 ) در آيهى بعدى به معناى اين است كه وحى من بر تو نيز به همين اقسام سه گانه است ، كه به اقتضاى حكمت إلهى ، گاهى قذف در قلب ( روح ) و گاهى به شنيدن صدايى است كه خداوند آن را خلق مىفرمايد و گاهى به شكل پيام توسط جبرئيل امين است . در اين كه وحىهاى شب معراج