5 - نكتهى كه در اين آيه به كار رفته اين است كه : در مورد پيامبر اسلام ( ص ) و نزول احكام و غيره ، كلمهى « وحى » و در مورد چهار تن ديگر ( ع ) كلمهى « توصيه » و « سفارش » به كار رفته است كه سبب آن را اين جانب تاكنون نفهميده است و آنچه كه در تفاسير آمد ، مجرد احتمال فاقد دليل است .
6 - از آيه استفاده مىشود كه مشتركات دين اسلام با اديان چهارگانه گذشته بسيار است و بايد چنين باشد ؛ زيرا : اولًا : عقايد و جهان بينى در همهى زمانها امر ثابت و واقعى است ؛ ثانياً : غالب مكارم اخلاقى و مساوى اخلاقى در طول تاريخ بشريت يك نواخت است ؛ ثالثاً اصول كلى عدالت اجتماعى بين انسانها چندان فرقى ندارد . و در اين كليات عبادات از قبيل دعا ، توجه و نماز و روزه و زكات و دورى ازكباير و معاصى تفاوتهاى كلى ندارد . و الله العالم . « 1 »
7 - همهى انبياء پنجگانه ؛ بلكه تمام انبياء و رسولان ، مأمور به اقامهى دين در زندگانى دنيا بودهاند و مردم نيز چنين وظيفهاى دارند .
على رغم تأكيد قرآن بر عدم پراكندگى انسانها در دين ، در طول تاريخ انسانى ، اين تفرق در دينهاى آسمانى ازجانب مردم و جود داشته و حتى تفرق مذكور جمعى را از دين بيرون نموده و جمع ديگرى را به تشكيل مذاهب متعدد سوق داده است كه امروز محسوس و معلوم است .
هامش
( 1 ) - به اين دو آيهى مناسك توجه كنيد :« وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلى ما رَزَقَهُمْ . . . »( الحج : 34 ) ،« لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً هُمْ ناسِكُوهُ . . . »( الحج : 67 ) ، آيهى سوم اطلاق بيشترى دارد :« لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً . . . »( المائدة : 48 ) ؛ براى هر يك از شما شريعت و روشى قرار داديم . اين از مسايل محل اختلاف اديان آسمانى مىباشد .