و در ذيل آيه 172 سورهى صافات گفته شده كه : رسولان هم در حجّت و دليل منصورند ( چون راه حق را پيش گرفتهاند ) و هم بر دشمنان خود منصورند يا به اينكه خدا يارى شان مى دهند ، تا دشمنان را زير دست كنند ، و يا به اينكه از ايشان انتقام مىگيرند .
و در مورد غالب بودن « جندالله » و « حزب الله » ، گفته شده كه مؤمنان ؛ مانند رسولان و پيروان صديق آنان است ، جامعهاى كه فرمان بردار امر خدا باشد و در راه خدا جهاد نمايد نه جوامعى كه عناوين ايمان را دارند ولى واقعيت آن را ندارند ، و ادعاى عمل به امر خدا و جهاد را دارند ؛ ولى واقعيت آنها را ندارند ؛ بلى عنوان به تنهايى اثرى ندارد .
به هر حال يارى خدا به رسولان و مؤمنان در آخرت روشن است و در دنيا بايد تفسير آن با در نظر گرفتن همهى واقعيتها باشد . والله العالم .
استغفار حضرت نبوى
« فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِبْكارِ »
( غافر : 55 ) ؛ استغفار آن حضرت گاهى از ترك اولى گفته شده و گاهى از باب حسنات الابرار سيئات المقرّبين گفته شده و گاهى تأويل برده شده كه « لذنب امّتك » .
تفصيل بحث
احتمال اخير ، مخالف ظاهر است و قبول آن بدون دليل اشتباه است . دو وجه اول و دوم قريب با همديگر هستند .
در سورهى فتح مى فرمايد :
« إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً ، لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ . . . »
( الفتح : 1 - 2 ) ؛ مكه را براى تو فتح كرديم تا خداوند ( به تو به وسيلهى آن ، دشمنان تو را از بدگوئى تو باز بدارد و گناهانى كه براى تو شمردند ، همه را ترك كنند ، چون پيروزى مكه چشم دشمنان تو را از نسبتهاى خيالى به پيروزىهاى تو جلب مىكند و به عبارت ديگر در حال ضعف انسان ، دشمنان بديها را به او نسبت مىدهند ؛ ولى وقتى پيروز مىشود مردم به