رهنمايى نكردهام شما را مگر به راه رشد و حق . متأسفانه اين شعار نه تنها تا امروز ادامه يافتند كه در آيندهها نيز اين شعارها ادامه خواهد يافت ؛ مگر اينكه رشد فكرى ملتها آنقدر عموميت پيدا كند كه دروغگويان جرئت دروغ گفتن را نداشتهباشند كه فعلًا يك ايدهآل خيالى مىباشد ، همين ساعت از تلويزيون كه يك جلسهى استثنايى را مستقيماً گوش مىدهم ، از بعضى سخنرانيها همين شعارها را به طرز وحشتناكتر مىشنوم .
مَا كُلُّ مَا يتَمَنَّى الْمَرْءُ يُدْرِكُهُ * جْرِى الْرّياحُ بِمَا لَاتَشْتَهِى اْلسُّفُنُ .
تا ستم كش زير بار غارت و يغما نرفت * كار دزدان ستمگر غارت و يغما نشد .
حفظ جان موسى
فرعون به مردم مىگفت بگذاريد موسى را بكشم . . . من مىترسم كه دين شما را عوض كند يا در زمين تباهى را ظاهر گرداند . ( مومن 26 ) .
من قبلًا در همين كتاب گفته بودم كه فرعون قصد قتل موسى را نكرد و از اين آيه غفلت داشتم ، فعلًا مى گويم او هم مثل ساير قلدرهاى سياسى از مردم خواست بگذارند موسى را بكشد ؛ ولى مؤمن آل فرعون « 1 » به طورى از موسى دفاع كرد كه جرئت فرعون را در كشتن ( موسى عليه السلام ) از او سلب كرد ( غافر : 29 - 33 ) .
رسالت يوسف
« وَ لَقَدْ جاءَكُمْ يُوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَيِّناتِ فَما زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِمَّا جاءَكُمْ بِهِ حَتَّى إِذا هَلَكَ قُلْتُمْ
هامش
( 1 ) - عجيب : گفته مىشود از قوم فرعون فقط سه نفر به موسى ايمان آورده بودند كه از روى تقيه ايمان خود را پنهان مىكردند : مؤمن آل فرعون ( كه يكى از خويشاوندان يا همكاران فرعون بوده ) ، و آسيه بنت مزاحم زوجه فرعون ؛ و مردى كه به موسى خبر داد كه دربار قصد كشتن تو را دارد كه قبطىاى را كشتى از مصر بيرون برو كه من از ناصحين تو مى باشم ، موسى هم از مصر به مدين ( معان ) آخرين شهر اردن فعلى كه به خاك حجاز مىرسد نزد شعيب ( عليهما السلام ) رفت ، والله العالم .