لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ مِنْ بَعْدِهِ رَسُولًا كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتابٌ »
( غافر : 34 ) ؛ پيش از اين يوسف براى شما بينات را آورد ، شما هميشه در مورد آنها تا وقتى كه دنيا را بدرود گفت ، گفتيد هرگز خداوند بعد از او رسولى نخواهد فرستاد .
آيا بينات اختصاص به معجزات دارد يا شامل دستورات دينى هم مىشود ؟ در فرض ثانى مىشود گفت او تنها مقام نبوّت را نداشته ؛ بلكه رسول هم بوده و جملهى اخير كه مقولهى قول فرعون است ، إشعار دارد كه يوسف رسول بوده ، والله العالم .
يارى رسولان و مؤمنان
« إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهادُ »
( غافر : 51 ) ؛ ما رسولان خود را و كسانى كه ايمان آوردهاند در زندگانى دنيا و روز قيامت حتماً يارى مىرسانيم . بايد نصرت و يارى رسولان و مؤمنان در زندگانى حاضر اين جهان را ، مطابق آنچه كه در قرآن و سنّت خواندهايم و آنچه كه در مورد مؤمنان شنيده و يا خوانده و يا ديدهايم تفسير كنيم ، و در آيهى 171 و 172 سوره صافات آمده است :
« وَ لَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرْسَلِينَ ، إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ »
كه يارى خود را تنها به مرسلين بيان داشته و نيز در اين آيه ، ظرف يارى بيان نشده است كه در دنيا و آخرت است يا در يكى از اين دو ؟ و از آيهى معنون اينجا مىدانيم كه حصر مذكور إضافى است و در مقابل كفّار و قدرتهاى باطل ، و نصر شامل حال مرسلين و مؤمنين هر دو است و باطل و باطلگرايان شكست مىخورند .
در آيه 109 و 110 يوسف مىگويد :
« حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جاءَهُمْ نَصْرُنا فَنُجِّيَ مَنْ نَشاءُ . . . »
( يوسف : 110 ) ؛ در اين آيه ، تنها از نصر و يارى خدا به آنانى كه بخواهد در دنيا خبر داده شده ؛ بعضى گفته كه مراد وعدهى نصر در آيهى عنوان بحث ، وعده نوعى است ، نه وعدهى فردى و تك تك رسولان در تك تك وقايعى كه براى آنان پيش مىآيد .