به هر حال آيهى مباركه :
« مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ . . . »
« 1 » ( فاطر : 10 ) ، وآيهى
« رَفِيعُ الدَّرَجاتِ ذُو الْعَرْشِ . . . »
( غافر : 15 ) ، و آيهى
« لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ »
( الأنفال : 4 ) ؛ قريب الافق هستند .
من خواننده محقق را ، سفارش مىكنم كه در فهم روزى كه مساوى با هزار سال و پنجاه هزار سال مىباشد ، به ساير تفاسير مراجعه نمايد .
تفسير سوره نوح « 2 »
« إِنَّا أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ »
( نوح : 1 ) ؛ از لفظ قوم كه در اين آيه دو دفعه تكرار شده به دست مىآيد كه نوح ( ع ) بر خلاف پندار گروهى از مفسرين به سوى تمام مردم زمين ، مبعوث نشده بوده ؛ بلكه به سوى جمع خاصى فرستاده شده بود ، و تفسير قوم به همهى مردم بسيار خلاف ظاهر آيه است . و اعتبار عقلى نيزظاهر آيه را تأييد مىكند ؛ زيرا وسايل ارتباطى حتى در سدههاى بعدى وجود نداشته كه پيام خود را به همهى ساكنين زمين برساند . بعضى از مفسرين ، از شمول آب و غرق شدن انسانهاى روى زمين ، بر عموم رسالت ايشان استدلال نمودهاند كه دو دليل ذيل آن را باطل مىكند :
اولًا : ثابت نشده كه آبهاى زمان حضرت نوح ( ع ) ، همهى كرهى زمين ، يا احد اقل همهى سرزمينهايى را كه ساكنين انسانى داشته ، گرفتهباشد .
هامش
( 1 ) - بعضى از مفسرين ضمير مرفوع يرفعه را به سوى عمل صالح ارجاع دادهاند و ضمير منصوب را به « كلم طيب » ، و گفتهاند كه عمل صالح در بلند بردن كلم كمك مىكند . و كلم طيب را به عقايد حقه تفسير كردهاند .
( 2 ) - اين سوره مكى و داراى 28 آيه مىباشد .