النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُونَ ، وَ لِبُيُوتِهِمْ أَبْواباً وَ سُرُراً عَلَيْها يَتَّكِؤُنَ ، وَ زُخْرُفاً . . . »
( الزخرف : 33 - 34 ) ؛ اگر نه اينكه مردم أمت واحده ، ( كافر و مشرك مىشدند ) براى خانههاى كافرين به رحمن ، سقفهايى از نقره قرار مىداديم و نيز نردبانهاى كه بر آنها بالا مىرفتند و براى خانههاى شان دروازههايى ( از نقره ) و تخت هايى كه بر آن تكيه مىزدند و طلا و يا زيتنها ( ى ديگر بر آنان مىداديم ) ؛ بلى كافر فقط همين دنيا را دارند ؛ ولى متقيان ( نعمتهاى بى پايان ) آخرت را دارند . اين اصل اولى است كه به خاطر ارتداد مؤمنين ضعيف الايمان چنين نشد .
به هر حال اين آيه با تأثير ايمان و تقوى و طاعت در زيادتى فى الجمله بركت دنيوى منافاتين ندارد . والله الاعلم بكتابه و آياته .
به هرحال ، قوم نوح ( ع ) بدترين شقاوت و روسياهى را از خود ، به يادگار گذاشتهاند و نهصد پنجاه سال عمر او با آن قوم قبل از طوفان ، او را بزرگترين ، صابر و بردبار و مقوم جهان بشريت قرار داده است . سلام الله من الان على روحه القوية القويمة الى الابد .
قمر ، نور آسمانها
« أَ لَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً ، وَ جَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً »
( نوح : 15 - 16 ) ؛ راغب در مفردات مىگويد :
1 - طباق كه يكى از مصادر با مفاعله است به دو معنى مىآيد : الف ) قرار گرفتن چيزى بالاى چيز ديگر ؛ ب ) و به معناى مطابقت دو چيز با همديگر ، اينكه كدام وجه در آيه فوق مراد است ، خدا مىداند .
2 - ماه را در بين آسمانها نور قرار داده است .