از شهاب الدين سهروردى كه عقول اختراعى را مجرد از ماهيت نيز اعلام كرده و آنها را إنيات محضه مىداند .
آنچه كه از الفاظ آيه پيدا است ملائكه و روح در روزى كه پنجاه هزار سال دراز است به سوى خداوند صعود مىكنند ، اگر ملائكه به آن گونه كه از مجموع آيات به دست مىآيد ، اجسام لطيف باشند « 1 » ، عروج مذكور هم زمان مىخواهد و هم مكان ، مكان مبداء حركت مكان منتهى اليه حركت ؛ چون خدا نه زمان دارد و نه مكان ، همان گونه كه رجوع انسان كه در قرآن بيان شده ، مبدء و منتهى مكانى دارد از زمين به كره و ميدان قيامت سپس به بهشت و دوزخ جسمانى كه در مكانى از فضا قراردارد ؛ ولى در دو آيهى محل بحث ، براى عروج ملائكه مكانى ( مبداء و منتهاى حركت ) بيان نشده و تنها ظرف زمانى آن بيان شده كه پنجاه هزار سال است .
پارهاى ديگرى از آيات متعلقه به مقام :
- 1
« يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ . . . »
( النبإ : 38 ) ؛
- 2
« تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ »
( القدر : 4 ) ؛
آيهى اول از قيام صف روح و ملائكه در روز قيامت خبر مىدهد ، وآيهى دوم از تنزل ملائكه و روح ( طبعاً از آسمان ) در شب قدر ، خبر مىدهد و اينكه منزل شان كرهى زمين
هامش
( 1 ) - كه بين جواب و سؤال و گفت و گو ، هم دارند :« ما كانَ لِي مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلى إِذْ يَخْتَصِمُونَ »( ص 69 ) آيا جملهى اخير بر اختلاف انظار آنان دلالت ندارد ؟ آيا خداوند ادعاى ملائكه را رد نكرد و به آنان ازعدم علم شان در مورد انسان خبر نداده آيا قرآن براى ملائكه بال قرار نداده نزول و عروج براى آنان ثابت ننموده كجا شد تجرد ؟