روز پنجاه هزار ساله ( سه روز داراز )
« مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ ، تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ »
( المعارج : 3 - 4 ) ؛ در اين آيهى مباركه مطالب ذيل وجود دارد :
1 - خداوند صاحب معارج و مصاعد است . از جمله عروج كنندگان از اين معارج و مصاعد ، ملائكه و روح مىباشند و اينكه آيا موجوداتى ديگر در جهان است كه از اين معارج استفاده كنند ؟ چيزى نمىدانيم . و آيا عروج روحانى و صعود معنوى انسان از اين معارج صورت مىگيرد ؛ باز معلوم نيست ! و اينكه حقيقت اين معارج چيست ؟ چيزى فهميده نمىشود . « 1 » آيا اين روز ، به معناى دورهاى است ؛ مانند شش روز خلقت آسمانها و زمين و متعلقات آن ، يا واقعاً كرهاى در كهكشانى وجود دارد بسيار بزرگ و حركت وضعى به آن تفسير شده و آن خيلى كُند و آهسته است كه يك روز آن ، پنجاه هزار است ، و ممكن است احتمال اول راجحتر باشد .
يا عروج ملائكه به پندار جمعى خارج از زمان و مكان است و تنها طول اين خروج را خداوند براى ما ، اسيران زمان و مكان ، به كلمهى ( مقدار زمان ) مانوسما ، بيان فرموده است . مىبينيد مشكل فهم اين دو آيه مباركه از جهات گوناگون ممكن است آن را در متشابهات پنهان كند .
به هر حال مطابق فهم عام مسلمانان ملائكه ، اجسام لطيفهاند نه مجردات خياليهى فلاسفه ، كه از زمان و مكان خارج باشند و حتى به ادعاى هادى سبزوارى در شرح منظومه به پيروى
هامش
( 1 ) - جمعى مدرج را اسم آلة مىدانند .