اضلال انتقامى
« فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ »
( الصف : 5 ) ؛ قبلا گفتيم كه خدا هيچ فردى را ابتداءاً گمراه و منحرف نمىسازد كه قبيح است و خداوند حكيم و عادل منزه از كار زشت است و خداوند همهى إنسانها را هدايت ابتدايى مىفرمايد تا حجت بر آنان تمام شود ؛ ولى هدايت ثانوى مشروط به عدم فسق و معصيت قبلى است .
در پناه اين دو مطلب ، معناى آيه روشن مىشود ، وقتى آنان انحراف پيدا كردند روح شان فاسد و زمينهى انحراف ثانوى پيدا مىشود .
« فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ »
منطقى مىشود . و و قتى هدايت اولى از طرف مكلف رد شد ، ديگر خدا نفس او را مستحق هدايت ثانوى نمىداند و معناى عدم هدايت فاسقين هم روشن مىشود .
انحصار رسالت عيسى به بنى اسرائيل
« . . . إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقاً . . . »
( الصف : 6 ) ، آيه دلالت دارد كه عيسى مانند موسى ( عليهما السلام ) بر بنى اسرائيل مبعوث شده ، هر چند خود او اسرائيلى نبوده و لذا « ياقوم » نفرمود ؛ بلكه يهوديها را ، به بنى اسرائيل خطاب فرمود .
رسالت بزرگ و منحصر به فرد
« هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ »
( الصف : 9 ) ؛ خدا كسى است كه رسول خود را به هدايت ( مردم ) و دين حق فرستاد تا آن دين را بر همه اديان منسوخه غالب گرداند ؛ البته اين كار نه در زمان حيات آن حضرت صورت گرفته و نه پس از فوت ايشان تا امروز ( 17 ذيقعده 1438 ه ق ) ؛ ولى روزى توسط وصى دوازدهمين او عملى خواهد شد .
« أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ »
( الأنبياء : 105 ) .