30 ) ،
« يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ »
( البقرة : 269 ) ؛ خداوند به هر كسى بخواهد حكمت را مىدهد و به كسى كه حكمت دادهشود ، خير بسيارى دادهشده ؛ ولى جز هوشمندان ياد آور اين معنى نمىشوند .
و نيز بعيد نيست كه اين آيه حكمت جهانبينى وآيدهلوژى هر دو را شامل شود .
معجزهى اين رسول اين است كه چهل سال عمرش در بين مردم بىسواد بت پرست مكه گذشته بود و خودش نيز مانند آنان نه مىتوانست خطى را بخواند و نه مى توانست خطى بنويسد ، كتابى را آورد كه وضع بشريت را تغيير داد و فرهنگ و تمدن بزرگى را به إنسانها تقديم كرد و آنچه كه دركتب انجيل و تورات از مطالب خرافى و خلاف عقل بود اصلاح نمود .
يتيمى كه ناخوانده قرآن درست * كتب خانه چند ملت بشست
قبلا خوانديم كه از جمله :
« وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ . . . »
( الجمعة : 3 ) ؛ عموم رسالت او ثابت نمىشود . « 1 » ، و عمومى طولى و عرضى او از آيات ديگر قرآن ثابت و قطعى است .
« ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ »
( الجمعة : 4 ) ، البته اعطاى نبوت بالاترين فضل الهى است كه به كسى مىدهد ؛ ولى به حكم عقل آن فرد ، بايد داراى استعداد عالى و ارادهى قوى باشد كه بازهم فضل خداوند است .
عذاب دانشمندان
« مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً . . . »
( الجمعة : 5 ) ؛ سَفْرْ -
هامش
( 1 ) - ممكن است كلمهى آخرين هر چند عموم ندارد ؛ ولى شامل حال بىسوادان ايرانى هم بشود و دليل اين مطلب رواياتى است كه در صحاح اهل سنت آمده است كه پيامبر دست برشانه سلمانى فارسى گذاشت كه آخرين از نژاد اين مرد است و فرمود اگر علم در ستاره ثريا باشد مردانى ازنژاد او بدان دست پيدا مىكند .